میزان سازگاری محلات شهری شکل گرفته در دوره‌های مختلف رشد شهر با اصول نوشهرگرایی (مورد نمونه محلات مظفری، جوی‌مویدی، امام جمعه و هوشنگ مرادی در شهر کرمان)

نویسندگان

1 استادیار گروه برنامه ریزی دانشگاه یزد

2 کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری دانشگاه یزد

doi
چکیده

رشد سریع شهر کرمان در چند دهه اخیر باعث شکل­گیری محلات جدید و حاشیه­ای با تفکرات مدرنیستی شده و محلات تاریخی بدلایل متعدد به بافت­هایی ناکارامد تبدیل شده­اند که کیفیت آنها درخور زندگی شهروندان نیست. نوشهرگرایان با اتکا بر دروس تاریخی از زیباترین و موفق­ترین شهرها، رویکردهای نوشهری را با جوامع متراکم، مختلط، پیاده‏مدار و نسبتاً مستقل تایید کردند. هدف پژوهش تعیین و مقایسه میزان سازگاری اصول نوشهرگرایی در محلات بافت قدیمی، میانی و جدیدِ درجهت افزایش کیفیت زندگی آنهاست. پژوهش حاضر، کاربردی و از نظر روش، توصیفی، مقایسه­ای-تطبیقی و پیمایشی است. روش گردآوری داده­ها کتابخانه­ای و میدانی می باشد. برای تعیین میزان انطباق از توابع تحلیلی GIS و روش­های آماری استفاده شد. شاخص­های مورد مطالعه به سه دسته کالبدی، حمل­ونقل و تاریخی- هویتی تقسیم و در 7 اصل و با طیف چهارسطحی مورد ارزیابی قرار گرفت. بنا بر نتایج :اولا؛ شاخص­ها تفاوت معناداری را در بهره­گیری از اصول نوشهرگرایی در محلات مختلفی که در دوره‏های گوناگون توسعه شهر کرمان شکل گرفته بودند، نشان می­دهند؛ ثانیا؛ محله تاریخی مظفری (با محوریت بازار) و محله جدید هوشنگ مرادی به ترتیب با میانگین هندسی3.03 و 1.81 بیشترین و کمترین انطباق و سازگاری را با اصول نوشهرگرایی دارند. بیشترین و کمترین سازگاری در محلات، به ترتیب مربوط به اصل اتصال و پیوستگی و اصل تنوع مسکن است. محلات جدید از نظر اصول کالبدی؛ و محلات قدیمی از نظر اصول تاریخی-هویتی و ترافیکی و حمل­ونقل سازگاری بیشتری با نوشهرگرایی دارند:«میانگین میزان سازگاری محله جدید هوشنگ­مرادی در اصل کالبدی 3.56 و محله مظفری در اصول تاریخی و هویتی و ترافیکی و حمل­ونقل به ترتیب 3.67 و 4 است».نظر به سازگاری نسبی محلات با اصول نوشهرگرایی می توان از رهنمودهای آن درارتقای کیفیت زندگی محلات استفاده کرد.