کاربست تئوری نردبان مشارکت آرنشتاین، در آسیب شناسی سبد آراء انتخابات شورای شهر، نمونه پژوهشی: شهر زاهدان
نویسندگان
1 استادیار، گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده جغرافیا و برنامه ریزی محیطی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.22080/usfs.2024.27267.2444چکیده
این پژوهش با هدف آسیبشناسی سازوکارهای مدیریت شهری، بر پایه تئوری نردبان مشارکت آرنشتاین و تبیین پراکش محلهای سبد رای گروههای برنده و بازنده انتخابات شورای شهر انجام شده. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی و گردآوری دادهها به روش پیمایشی و پرسشنامه محققساخته؛ با حجم نمونه 385 واحد و روش نمونهبرداری تصادفی دو مرحلهای بوده است. لذا از انواع مدلهای استنباط آماری Phi-Coefficient، Cramer's V، Lambda، cross tab، اسپیرمن، کایدو و ... بهرهگیری شد یافتهها نشان داد؛ سبد آراء لیست برنده و بازنده انتخابات با چهار شاخص نسبتا کلیدی یعنی سواد، محلهسکونت، بعدخانوار و قومیت رایدهندگان، ارتباطی معنیدار و تبیینکننده دارد. به این اعتبار که سبد رای پیروز انتخابات نتوانسته دربرگیرنده اقشار متوسط و بالای شهر باشد و در همراه ساختن قشرهای کارآفرین، خلاق و فرهیخه جامعه ناکام بوده است. وانگهی وامدار شدن منتخبین به رایدهندگان سبد رایشان و متعاقبا اولویت یافتن تمایلات این رای دهندگان، در برنامه ریزی ها و مدیریت شهر از یکسو و همچنین تمایل طبیعی منتخبین هر دوره به انتخاب مجدد در دوره بعدی (یعنی بازتولید جایگاه خویش در مدیریت شهری)، سبب تداوم و تشدید سیکل معیوب فوق می گردد و رخنمون یافتن آسیبهایی را در پی دارد. آشکار است، پیامد این سیکل، سرخوردگی طبقه کارآفرین، کنارهگیری طبقه خلاق، نگرانی فرهیختگان، به حاشیهراندهشدن اقشار متوسط و بالاتر و از پسآن، کاهش احساس تعلق به مکان و سرانجام سستی و ضعف شالودههای اقتصادی واجتماعی شهر بوده است. لذا بازنده نهایی، کلیت شهر و همه شهروندان (صرفنظر از هرگونه قشربندی) بوده و خواهند بود. این پژوهش اساسا، نمیباید و نمیتواند به نقد منتخبین و ارزیابی صلاحیت فردی، تخصصی و عملکردی منتخبین شورای شهر بپردازد. بلکه به آسیبشناسی سازوکارهای انتخابات، گونهشناسی سبد رای برنده و بازنده انتخابات و پیامدهای خواسته وناخواسته حاصل از این فرایندها، پرداخته است.