سازوکارهای قدرت فوکویی و موقعیت کافکایی در رمان «شهربندان»
نویسندگان
1 دانشگاه گیلان
doi
10.22067/jls.v52i3.76583چکیده
در اندیشه فوکو، قدرت فرایندی است که در همة مناسبات و در ظریف ترین سازوکارهای تبادل اجتماعی جریان دارد و بر آنها تأثیر میگذارد. قدرت، شبکه مولدی است که از تعدد روابط نیروهایی میآید که بهواسطه آن ها به اهداف خود میرسد. فرایند قدرت با تکنولوژی انضباطی بر جزئی ترین رفتار، حرکات و عملکرد سوژهها نظارت دارد؛ اصل رؤیت پذیری، نگاه پایگان مند، نظارت مستمر و... امکان اجرایی شدن مجازات انضباطی را محقق میسازد که هدفش تربیت بدن های رام و هنجارمندکردن سوژه هاست. موقعیت کافکایی، تصویرگر رابطهای خاص از انسان مدرن و جهان است؛ رابطهای که در آن، فرد نه تنها قهرمان نیست بلکه شخصی ترین وجوه زندگی اش، زیر نگاه مغناطیسی مراجع قدرت است، فضایی پلیسی و جاسوس وار، هم هویت فردی قهرمان داستان را میبلعد و هم راه های برونرفت از موقعیت را بر او میبندد. جستار حاضر با توجه به اشتراک و هم سانی زیرساخت، مؤلفهها و کارکرد قدرت فوکویی و موقعیت کافکایی، به تحلیل رمان «شهربندان» جواد مجابی از دو منظر فوق میپردازد. «شهربندان» جواد مجابی همان شهرزندان است؛ به تعبیر راوی: شهری ساکت، ظلمانی، محصور در سیمان و فلز، بی همهمهای. پژوهش حاضر نشان میدهد که با چه سازوکاری، همه شهروندان (شاگرد رستوران، پاسبان، قاضی و جاروکش) بازوان توانمند قدرت هستند و نقش جاسوسی و دیده بانی قدرت را در الگوی سلسله مراتبی بهدقت انجام میدهند. در فرایند اعمال قدرت، ابتدا خانواده قهرمان داستان و سپس کارت شناسایی و درنهایت نام و هویتش گرفته میشود، شخصیت او را به یک شماره پرونده تقلیل میدهند و او را چون یک زندانی با شماره پرونده اش (360) صدا میزنند. فرایند قدرت با سوژه سازی، تنبیه، جرم تراشی و برچسب زنی به دنبال ساختن یک شهروند مطیع از قهرمان داستان است، همچنین در جستار حاضر، نقاط مقاومت فوکویی و کافکایی نیز بررسی میشود.