اسطوره‌پیرایی در تلمیحات نوغزل های بهبهانی، نیستانی، بهمنی و منزوی

نویسندگان

1 دانشگاه لرستان

2 دانشگاه لرستان

3 دانشگاه لرستان

doi
10.22067/jls.v0i0.81048
چکیده

انسان مدرن نه اسطوره­ ها را در هیئت ظاهری ­شان می­پذیرد و نه می‌تواند به ­کلی ترک کند و از آن ‌ها رهایی یابد. گروهی از شاعران امروز، به‌ویژه نوغزل‌ سرایان، از تلمیحات اسطوره­ ای به‌عنوان سرمایه و پشتوانه ­ای معرفتی و عرصه و فضایی خیال­ انگیز و رازآمیز، بسیار استفاده می­کنند. مسئلۀ اصلی این جستار، آن است که نوغزل ­سرایان، ازجمله بهبهانی، نیستانی، بهمنی و منزوی با اسطوره ها و تلمیحات اسطوره ­ای چگونه رفتار می­کنند تا هم آن‌ها را پذیرفتنی و روزآمد ­کنند و هم از آن ها چونان خمیرمایه ­ای برای طرح و بیان مافی ­الضمیر خود، سود برند؟ مفروض مقاله این است که شاعران یاد شده رویکردی دوگانه به تلمیح و اساطیر تلمیحی دارند: گاه در تلمیحات، تغییر چندان مهمی اعمال نمی‌کنند؛ اما گاه به تغییر در عناصر ساختاری و بنیادین اسطوره‌ ها و تلمیحات اسطوره­ ای، تلفیق و یا کم و زیاد کردن بخش­ هایی از آن ‌ها به روش ­های گوناگون که فی ­الجمله در این مقاله آن را «اسطوره­ پیرایی» خوانده­ایم، روی می‌آورند. نتایج نشان می‌ دهد که در تلمیحات بازتاب ­یافته در نوغزل­ های این چهار شاعر، اسطوره ‌پیرایی به شیوه ‌هایی چون «وارونه ‌­سازی عناصر اصلی اساطیر»، «جابه­ جایی اولویت تقابل ­های دوگانه در آن‌ ها»، «تقویت ابعاد و عناصر کم ­اهمیت­ تر اساطیر»، «تغییر طرح اسطوره»، «تهی شدن عناصر اسطوره ‌ای از ماهیت خویش» و «ناکارآمد دانستن برخی از اسطوره­‌ ها در شرایط امروزی» رخ داده است.