مفهومسازی و گونهشناسی فضای عمومی شهری معاصر
نویسندگان
1 پژوهشگر دکتری برنامهریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران
2 دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران
3 دانشیار، گروه برنامهریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران
4 دانشیار، گروه شهرسازی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jurbangeo.2014.53590چکیده
«فضای عمومی» موضوع در حال رشد دامنة متنوعی از رشتههای علوم اجتماعی و علوم انسانی است. هر رشتهای فضای عمومی را از طریق لنزهای متفاوت و با علایق خاص و نگرانیهای پیش رو میبیند. دانشمندان سیاسی برای نمونه بر دموکراسی و حقوق در فضای عمومی تمرکز دارند. جغرافیدانان بر حس مکانی و نامکانی، حقوقدانان بر مالکیت و دسترسی در مکانهای عمومی، جامعهشناسان بر تعاملات انسانی و محرومیت اجتماعی تأکید دارند و غیره. بنابراین، برای فهم فضای عمومی باید از مجموعۀ متنوعی از رویکردهای چندرشتهای (میانرشتهای) استفاده کرد. در کنار این، ترکیب اصطلاح «فضای عمومی» با دو کلمۀ «فضا» و «عمومی» و ارتباط آن با کلماتی مانند «مکان» و «مردم» بر ابهام و پیچیدگی این مفهوم افزوده است. با اذعان به این چندگانگی و تفاوت، نخستین هدف این مقاله تلاش برای روشن کردن مفاهیم فضای عمومی با توجه به ماهیتِ پیچیدۀ این اصطلاح و ارائۀ تعریف جدیدی برای آن است. هدف دوم مقاله، معرفی الگویی معاصر برای گونهشناسی فضای عمومی با در نظر داشتن گستردگی مفهوم آن و با توجه به تعریف ارائهشده از فضای عمومی است. مقالۀ حاضر از نوع مقالات مروری است. نوع تحقیق بنیادی- نظری است که با استفاده از روش خوانش متن، و ارزیابی انتقادی متون مربوط به فضای عمومی، ماهیت پیچیدۀ آن در متون مختلف را بررسی کرده و سپس با یک رویکرد استنتاجی و ترکیب نتایج، به تعریفی جدید و الگویی نظری رسیده است. خروجی اول تحقیق، بیان تعریفی جدید از فضای عمومی شهری است. این تعریف به سه اصل اساسی در فضای عمومی معاصر توجه میکند: ماهیت متغیر فضای عمومی؛ چالش عمومیت فضای عمومی؛ و توجه به شرایط تاریخی، سیاسی، سنتهای فرهنگی، نیروهای اقتصادی و نیز تجربۀ شخصی از فضا در جوامع مختلف.با توجه به این تعریف، الگویی جدید برای گونهشناسی فضاهای عمومی معاصر پیشنهاد شده است (خروجی دوم). این الگو از شش معیار تشکیل یافته است، که هر کدام از معیارها در بالاترین سطح (میزان عمومیت)، دارای آنتیتز خود در پایینترین سطح (میزان خصوصی بودن) است. به عبارت دیگر، در سطوح پایینی کیفیت فضای عمومی به لحاظ کارکردهای آن کاهش پیدا میکند؛ یعنی از میزان «عمومیت» آن کاسته میگردد و به میزان «خصوصیسازی» فضای عمومی اضافه میشود. با وجود این ، هر کدام از این گونههای فضای عمومی بسته به شرایطی که در جوامع مختلف حاکم است (اصل سوم در تعریف فضای عمومی)، حدودی از کارکردهای عمومیت فضا را خواهد داشت.