یادگیری، مدلهای ذهنی و عملکرد اقتصادی با نگرش نهادی و علوم شناختی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد اقتصاد
2 استاد دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد
doi
10.22059/jte.2014.51799چکیده
بیشک از مهمترین مسائلی که علت اصلی مطرحشدن مباحث توسعه بوده، تلاش برای رسیدن از وضع موجود به وضعی مطلوب است. از سوی دیگر، کلید دستیابی به تغییر مطلوب در نوع یادگیری افراد است. از اینرو در مقالۀ حاضر با بهرهگیری از شیوۀ مطالعۀ اسنادی، پس از بررسی اجمالی مباحث علوم و اقتصاد شناختی، به بررسی آرا و نظرهای داگلاس نورث، در حکم یکی از اندیشمندان نهادگرای فعال در زمینۀ بررسی تغییرات نهادی پرداختیم. پس از آن با بهرهگیری از نظرها و مطالعات هوارد گاردنر، یکی از اندیشمندان فعال در حوزۀ شناختی و مبتکر نظریۀ هوشهای چندگانه، دیدگاههای نورث را نقد و بررسی کردیم. نتایج این پژوهش نشان داد که آرا و نظرهای گاردنر در بسیاری از زمینهها مانند اهمیت فرایند یادگیری، تأثیرات آن در تغییرات و سیستم باورها مؤید یا مکمل دیدگاههای نورث است، اما در پارهای از جنبهها همچون توانایی یادگیری طی حیات و قبول شانس برابر یادگیری در شرایط گوناگون انتقاداتی را بر نگرش وی وارد میکند.