رهنمودهای تئوری بازی در تحلیل مناقشۀ تغییر کاربری اراضی (مطالعۀ موردی: اراضی محلۀ دارآباد تهران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری برنامهریزی محیط زیست، دانشکدۀ محیط زیست، دانشگاه تهران
2 استادیار گروه برنامهریزی و مدیریت محیط زیست، دانشکدۀ محیط زیست، دانشگاه تهران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامهریزی و مدیریت و آموزش محیط زیست، دانشکدۀ محیط زیست، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jurbangeo.2014.53064چکیده
تغییر کاربری اراضی نمونهای از ناکامی سازوکار بازار در حفظ محیط زیست بهشمار میرود. از طرفی، افزایش روزافزون جمعیت، گسترش شهرنشینی و فشار توسعه، فضاهای سبز اطراف شهرها را بهشدت در معرض تخریب و تبدیل کاربری قرار داده است. در این شرایط ذینفعان و ذینفوذان در راستای بهرهوری بیشتر و کسب حداکثر سود بوده که منجر به استفادۀ توسعهدهندگان از اراضی باکیفیت و سبز میشود. در این شرایط تضاد منافع میان توسعهدهندگان و دیگر نهادها منجر به رقابت برای دستیابی به منافع بیشتر و شکلگیری مناقشه میشود. تئوری بازیها رهیافتی مناسب برای تحلیل مناقشه و رفتارهای غیرهمکارانۀ ذینفعان بوده و برای ارائۀ راهکار در شرایط تضاد منافع کارآمد است. این تحقیق بر اساس تحلیل استراتژیک تعاملات ذینفعان تغییر کاربری اراضی دارآباد با رویکرد مدلهای غیرهمکارانه، استفاده از مدل گراف در حل مناقشۀ تئوری بازیها انجام گرفته است. بر اساس نتایج، عامل اصلی تغییر کاربری اراضی منطقه نبود شفافیتهای قانونی و وجود بندها و تبصرههای مختلف دربارۀ تغییر کاربری اراضی، مشخص نبودن مسئولیت نظارتی و تصمیمگیری شورایی پیرامون تغییر کاربری اراضی است. بر اساس نتایج، پیشنهاد میشود خلأهای قوانین تغییر کاربری اراضی و تبصرههای قانونی موجود اصلاح و بروکراسی اداری شفافسازی شود و اراضی منطقه بر اساس شاخص ارزشمندی اکولوژیکی طبقهبندی و سپس مجوز تغییر کاربری آنها صادر شود. همچنین پیشنهاد میشود به منظور حمایت از تولید مالکان اراضی نامرغوب، صندوق ذخیرۀ عوارض دریافتی از توسعهدهندگان تأسیس شود. تبیین سازوکار دریافت مالیات از توسعهدهندگان در منطقه و اختصاص آن برای حفظ اراضی مرغوب نیز میتواند از تغییر کاربری جلوگیری کند. بهطور کلی با ایجاد تعامل بین گروههای مختلف دخیل در تغییر کاربری اراضی میتوان گامی مؤثر در جهت حفظ اراضی مرغوب شهری در جهت رسیدن به توسعۀ پایدار برداشت.