ارزیابی نرخ بازده آموزش: مسائل، چالشها و چشماندازها
نویسندگان
1 عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jte.2014.51801چکیده
هدف اصلی این مقاله، ارزشیابی آثار مهمترین مسائل و چالشهای روششناسی ارزیابی نرخ بازده آموزش برای دستیابی به برآوردهای معتبر و دقیق است. برای انجام این مهم، ابتدا پیشینۀ بسیار وسیع ارزیابی نرخ بازده آموزش، به طور انتقادی مرور میشود. سپس، با استفاده از دادههای آماری استخراجشده از نتایج آمارگیری از ویژگیهای اقتصادی- اجتماعی 1381 مرکز آمار، اهمیت مسائلی مانند روش برآورد نرخ بازده (روش جبری در مقایسه با روش آماری)، هزینۀ فرصت برای افراد در سنین تحصیلات اجباری، مسائل انتخاب و درونزایی و مسئلۀ گروهبندی و ساختار سلسله مراتبی بررسی و آثار آن در برآوردهای نرخ بازده آموزش به طور تجربی ارزیابی میشود. نتایج کلیدی تحقیق عبارتاند از: 1. نرخ بازده برای شاغلان سرپرست خانوار مثبت، اما میزان آن کمتر از میانگین سایر کشورها ارزیابی شده است، 2. نرخ بازده برای زنان بیشتر از مردان و برای شاغلان شهری بیشتر از شاغلان روستایی است، 3. نرخ بازده آموزش عالی بیشتر از بازده آموزش و پرورش (عمومی) است و 4. برآوردهای نرخ بازده نسبت به مسائل روششناسی یعنی روش برآورد، هزینۀ فرصت و مسائل انتخاب، درونزایی و گروهبندی یا ساختار سلسله مراتبی مشاهدات حساساند، به گونهای که نادیدهگرفتن آنها به کمبرآوردی نرخ بازده آموزش منجر میشود و میتواند در خصوص تخصیص بهینۀ منابع به آموزش و در مسیر توسعۀ جوامع مشکلات جدی ایجاد کند. در پایان، محورهای کلیدی مانند چگونگی لحاظکردن مسائل مذکور به طور همزمان، بهمنزلۀ چشمانداز تحقیقات آتی ارزیابی نرخ بازده آموزش پیشنهاد شده است.