درآمد خانواده و تقاضا برای فرزند: الگوی نظری بدیل و برخی شواهد
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تهران، دانشکدۀ اقتصاد
doi
10.22059/jte.2014.50543چکیده
تعیین تعداد فرزند در میان انسانها بر خلاف سایر موجودات حاصل فرایند تصمیمسازی است. از این رو مجموعهای از عوامل وجود دارند که در این تصمیم اثرگذارند که در میان آنها درآمد خانواده بیشترین اهمیت و ابهام را دارد. در این مقاله با ارائۀ الگوی بهینهیابی که در آن مطلوبیت والدین تابعی از مصرف کالاها و تعداد فرزندان است نشان داده میشود که افزایش درآمد خانواده بدون تغییر قیمت به افزایش تقاضا برای فرزند منجر میشود، اما اثر کل افزایش درآمد میتواند منفی باشد. به منظور بررسی میزان تطبیق نظریه با واقعیت، شواهدی از تهران ارائه میشود که حکایت از آن دارد که اثر درآمدی (خالص) در تقاضا برای فرزند از لحاظ آماری بیمعناست هرچند اثر کل (اثر درآمدی ناخالص) افزایش درآمد خانواده منفی و معنادار است. همچنین، درآمد مردان و زنان تا حدودی رفتار متفاوت را نشان میدهد.