زیبایی‌شناسی شگرد ادبی التفات و نقش تفسیری آن در مثنوی

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22067/jls.v0i0.80638
چکیده

 تفسیر هر متن، بسته به عناصر متن­ سازی چون زبان، بلاغت، ساختار ادبی، درون ­مایه و گونه­ شناسی، با دیگری متفاوت است و روش­ تفسیری منحصربه ‌فردی می­طلبد. موضع تفسیری هر متن در جایگاهی اتفاق می­افتد که گره ­های تفسیری آن متن ظاهر می­شود. گاه گره ­های تفسیری یک متن در نتیجة ابهام ساختاری آن واقع می­شود. یکی از عواملی که موجب ابهام و گره ­افکنی در ساختار ادبی متن می­شود، شگرد ادبی التفات است؛ ویژگی ابهام ­آفرینی التفات ناظر به رویکرد و نگاهی جدید به این شگرد ادبی است که با توسع بخشیدن به این مفهوم، از نگاه سنتی در باب التفات فراتر می­رود. اصلی ­ترین پرسش این پژوهش این است که چگونه التفات که در نگاه جدید شامل هر نوع تغییری در متن می‌شود، می ­تواند هم موجب ابهام ساختاری ـ معنایی در متن شود و هم در راستای رفع این ابهام و تفسیر آن عمل کند؟ این پژوهش با روشی توصیفی ـ تحلیلی به بیان انواع و کارکردهای شگرد ادبی التفات در مثنوی معنوی می­پردازد و نشان می­ دهد که مثنوی یکی از متونی است که بارزترین گره تفسیری آن، متعلق به وجوه التفاتی آن است، به‌گونه‌ ای که با شناخت نقش زیبایی ­شناختی این شگرد و تبیین نقش نشانه­ معناشناختی آن­ در ساختار این متن، می­توان به تفسیر بهتر و علمی­تری از آن رسید. با مطالعه و بررسی بسیاری از داستان ­های مثنوی در دفترهای مختلف، روشن شد که یکی از مهم‌ ترین کارکرد التفات در مثنوی در کنار نقش زیبایی­ شناختی آن، کارکرد تفسیری و معرفت­شناختی آن است که در خدمت تبیین نظام اندیشة مولوی قرار دارد و نشان­ دارترین ویژگی ساختاری و معنایی مکتب فکری اوست. از دیگر یافته­ های این پژوهش، معرفی و تبیین دیگر انواع التفات از قبیل التفات زبان ­شناختی، تفسیری، روایت­ شناختی، پدیدارشناختی، روش­ شناختی و گفتمانی است که در تفسیر و شرح مثنوی به این وجوه التفاتی و نقش آن­ها در تفسیر چندان توجه نشده است.