بازتابِ فرهنگ ایران باستان در دورة غوریان بر اساس شاهنامه‌ی فردوسی

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/jls.v52i2.83024
چکیده

غوریان سلسله‌ ای محلی در شرق افغانستان بودند که در قرن ششم هجری قمری نقش تعیین کننده ‌ای در حوادث سیاسی- نظامیِ خراسان و هندوستان داشتند. این سلسله به دلیل کمبود منابع تاکنون از نظر فرهنگی مغفول مانده است. تنها منبع ارزشمند و بجا مانده از این دوره، کتاب طبقات ناصری جوزجانی می‌باشد که در لابلای حوادثِ سیاسی به سنت‌ ها و باورهایی اشاره می‌کند که آبشخور آنها را در فرهنگِ ایرانیانِ پیش از اسلام باید جستجو کرد. با توجه به شناختِ جوزجانی از فردوسی و همچنین شواهدِ موجود در فرهنگِ غوریان، به‌نظر می‌رسد آنها از نظرِ فرهنگی تحت تأثیر شاهنامۀ فردوسی بوده ‌اند. هدفِ این پژوهش، شناختِ آبشخورِ فکری- فرهنگی غوریان و بررسی آداب، باورها و اندیشه‌ هایی است که ریشه در فرهنگ ایرانی به ‌ویژه شاهنامه فردوسی دارد. در این مقاله تلاش بر این است با استناد به شاهنامۀ فردوسی و کتاب طبقات ناصری جوزجانی، با روش توصیفی- تحلیلی به این سؤالات پاسخ داده شود که غوریان تا چه میزان اساطیر ایرانی را می‌شناختند؟ مؤلفه ‌های فرهنگی بازتاب یافته از شاهنامة فردوسی در فرهنگ غوریان کدامند؟ نتایج تحقیق نشان داد که غوریان در زمینه ‌هایی مانند: نام و نسب، اندیشۀ سیاسی، مراسم استقبال از سفرا، جشن ‌های هفت روزه، عزاداری هفت ‌روزه، شادکامی و رجزخوانی در جنگ با شاهنامۀ فردوسی و ایرانیان باستان اشتراک فرهنگی داشتند.