اثرگذاری مؤلفههای توانمندسازی در بازآفرینی پایدار بافتهای فرسودۀ شهری (مطالعه موردی: شهر سنندج)
نویسندگان
1 استاد گروه جغرافیای انسانی و برنامه ریزی، دانشکده جغرافیا ، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای برنامهریزی شهری، دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22080/usfs.2024.26246.2390چکیده
شهر سنندج در استان کردستان با دارا بودن بخش عظیمی از بافتهای فرسودۀ شهری در هسته و بخش مرکزی شهر نیازمند توجه جدی در امر مدیریت و برنامهریزی شهری است. هدف این پژوهش این است که تأثیر مؤلفههای توانمندسازی در بازآفرینی پایدار بافتهای فرسوده شهر سنندج را بررسی و تحلیل نماید. پـژوهش حاضـر از نظـر روش، توصـیفی – تحلیلـی و به لحاظ هدف، کاربردی است. برای جمعآوری اطلاعات از روش کتابخانهای و میدانی و پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، ساکنان بافت فرسوده سنندج (328250 نفر) هستند. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران 308 نفر محاسبه شد و جهت تکمیل پرسشنامه از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده گردید. یافته-های حاصل از آمون T نشان داد که وضعیت توانمندسازی در بازآفرینی پایدار بافت فرسوده شهر سنندج در وضعیت نامناسبی قرار دارد. همچنین، براساس نتایج بهدستآمده، مؤلفه آموزش برابر 81/0 بیشترین تأثیر در بازآفرینی پایدار بافتهای فرسوده شهر سنندج دارد. بعد از آن، به ترتیب مؤلفههای؛ شفافسازی با میزان اثر و سطح اطمینان (001/0 =P، 74/0=β)، مؤلفه اعتماد بخشی (001/0 =P، 69/0=β)، تشکلها (001/0 =P، 43/0=β) و دسترسی به منابع (004/0 =P، 29/0=β) دارای اثر معنادار بر بازآفرینی پایدار بافتهای فرسوده شهر سنندج بودند. بنابراین میتوان چنین استنباط کرد که وضعیت مؤلفههای توانمندسازی در بازآفرینی پایدار بافتهای فرسوده شهر سنندج در سطحی نامناسب قرار داشته و در راستای بازآفرینی پایدار این بافتها مؤلفههای آموزش، شفافسازی و اعتمادبخشی دارای نقش شگرفی هستند که نیازمند توجه بیشتر در برنامههای توسعۀ شهری در جهت رسیدن به پایداری هستند