اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر خودمهارگری دانش‌آموزان

نویسندگان

1 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

2 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

3 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

doi
10.30476/smsj.2025.102401.1522
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر خودمهارگری دانش‌آموزان دختر پایه‌ی چهارم ابتدایی انجام گرفت.مواد و روش‌ها: روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌‌آزمون با گروه گواه و دوره‌ی پیگیری دو ماهه بود. جامعه‌ی آماری شامل دانش‌آموزان دختر پایه‌ی چهارم ابتدایی بود که در سال تحصیلی 1401-1400 در شهرستان شهرکرد مشغول به تحصیل بودند. نمونه در این پژوهش شامل: شصت دانش‌آموز دخترِ پایه‌ی چهارم ابتدایی بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه جای‌دهی شدند (سی دانش‌آموز در گروه آزمایش و سی دانش‌آموز در گروه گواه). سپس معلمِ دانش‌آموزان حاضر در گروه آزمایش، آموزش فلسفه به کودکان را طی کارگاهی چهارساعته آموخت و طی هشت هفته و در هشت جلسه‌ی 75 دقیقه‌ای به‌صورت گروهی برای دانش‌آموزان کلاس اجرا کرد. پرسش‌نامه‌ی استفاده‌شده در این پژوهش شامل پرسش‌نامه‌ی خودمهارگری (تانجی، بامیستر و بون، 2004) بود. داده‌های حاصل از پژوهش به‌شیوه‌ی تحلیل واریانس آمیخته بااستفاده‌از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 23 تجزیه‌وتحلیل شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که آموزش فلسفه به کودکان از طریق معلمان بر خودمهارگری (0001>P؛ 0/64=Eta؛ 105/92=F) دانش‌آموزان تأثیر داشته است. بدین صورت که این روش توانست خودمهارگری کودکان را افزایش دهد. این نتایج در مرحله‌ی پیگیری نیز ثبات خود را حفظ کرد.نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های پژوهش می‌توان چنین نتیجه گرفت که آموزش فلسفه با آشنایی دانش‌آموزان با ﻣﻬﺎرت‌ﻫﺎی ﻫﻤﮑﺎری و ﺗﻔﮑﺮ، ﺑﻬﺒﻮد ارﺗﺒﺎﻃﺎت و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ‌ﭘﺬﯾﺮی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، رشد تفکر انتقادی و کشف توانایی‌های شناختی و ادراکی می‌تواند به‌عنوان روشی کارآمد برای بهبود خودمهارگری دانش‌آموزان استفاده شود.