تحلیل ساختار کالبدی _فضایی شهرهای کوچک نوپا در انتظام شبکۀ شهری مورد مطالعه: شبکۀ شهری استان گلستان

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استاد گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

4 استاد گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22080/usfs.2023.24941.2336
چکیده

 عملکرد شهرهای کوچک در پیوند نظام سکونتگاهی به‌منظور انتظام شبکۀ شهری مستلزم کارایی و مطلوبیت در ساختار کالبدی_‌فضایی این شهرها است. البته به دلیل برخی سیاست‌گذاری‌های نامتوازن شهری _منطقه‌ای در گذر زمان، شاهد دگرگونی در ساختار کالبدی این شهرها بوده‌ایم که موجبات ناکارآمدی عملکردی شهرهای کوچک را در پی داشته است. این تغییرات ساختاری به جهت موقعیت مکانی–فضایی در بین شهرهای کوچک نوپا استان گلستان متفاوت است. این مقاله با هدف تبیین و تحلیل ساختار کالبدی- فضایی شهرهای کوچک نوپا در انتظام شبکۀ شهری استان گلستان انجام گرفت. روش انجام پژوهش ازلحاظ ماهیت توصیفی-تحلیلی و ازلحاظ هدف کاربردی است. دادها به روش‌های اسنادی و پیمایشی و مبتنی بر پرسشنامه و مصاحبه جمع‌آوری شد.  جامعۀ آماری شامل: مدیران شهری، شهروندان و دهیاران و جامعۀ نمونه شامل تمام 14شهردار و 28 نفر اعضای شورای شهر، 379 شهروند و 74 دهیار می‌باشند. یافته-های پژوهش نشان می‌دهد، ناحیه دشت شمالی هم از نظر شهروندان با ضریب کندال (588/0) و میانگین رتبه‌ای کروسکال والیس (95/193) و هم از نظر دهیاران با ضریب کندال (585/0) و میانگین رتبه‌ای کروسکال والیس (87/39) و ناحیه کوهستانی جنوب از نظر مدیران شهری با ضریب کندال (702/0) و میانگین رتبه‌ای کروسکال والیس (50/24) درزمینۀٔ کالبدی-فضایی دارای بیشترین تغییرات بوده است؛ اما ناحیه جلگه میانی روند متوسطی را در این تغییرات داشته است. نتیجه اینکه نواحی سه‌گانه علی‌رغم اینکه در یک منطقه جغرافیایی قرار دارند اما با توجه به مقتضیات محلی و ناحیه‌ای، ساختارهای کالبدی-فضایی متفاوتی را در انتظام شبکۀ شهری تجربه کردند.