ارزیابی وضعیت هیدروژئوشیمی آبخوان دشت سلماس با استفاده از روش‌های آماری چندمتغیره

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکدۀ علوم طبیعی، دانشگاه تبریز

2 استاد، دانشکدۀ علوم طبیعی، دانشگاه تبریز

3 دانشجوی دکتری هیدروژئولوژی، دانشکدۀ علوم طبیعی، دانشگاه تبریز

4 استادیار، دانشکدۀ علوم، دانشگاه کردستان

doi
10.22059/ije.2018.242803.737
چکیده

برای درک بهتر فرایندهای هیدروژئوشیمیایی در آبخوان دشت سلماس، روش‏های گرافیکی و آماری چند‏متغیره برای تفسیر نتایج به‌دست‌آمده از آنالیز نمونه‏ها به کار برده شدند. نتایج دیاگرام پایپر و دیاگرام بسط داده‌شدۀ دورو نشان‏ می‏دهند تیپ غالب آب‏ زیرزمینی بی‏کربنات کلسیم – منیزیم است و در قسمت‏های انتهایی و جنوب ‏شرقی دشت تیپ مختلط نیز دیده‏ می‌شود. آنالیز خوشه‏ای سلسله‌مراتبی (HCA)، پنج گروه مختلف آب ‏زیرزمینی را نشان‏ می‏دهد (HC1 تا HC5). این روش به خلاف روش‏های گرافیکی، توانایی نشان‌دادن تأثیر غلظت نیترات در طبقه‏بندی نمونه‏ها را دارد. نمودارهای استیف مربوط به گروه‏های HC1 تا HC5، سه منشأ اصلی برای آب‏ زیرزمینی در دشت سلماس را آشکار می‏کنند، به طوری که سه گروه HC1 تا HC3 آب‏هایی هستند که از سنگ‏های آهکی و دولومیتی نشئت گرفته‏اند. در گروه HC4، Clˉ و Na+ غالب هستند و آب‏های شور را نشان می‏دهند. گروه HC5 آب‏هایی هستند که تحت تأثیر انحلال ساده یا اختلاط قرار گرفته‏اند. براساس نتایج تحلیل عاملی (FA)، سه عامل اصلی مؤثر بر هیدروشیمی آبخوان دشت سلماس شناسایی شدند که 03/85 درصد از واریانس کل داده‏ها را شامل می‏شوند. عامل‏های اول و دوم زمین‏زاد هستند و عامل سوم انسان‏زاد است. با توجه به عامل نخست انحلال کانی‏های تبخیری در قسمت‏های شمالی، شمال ‏غربی دشت و جاهایی که سازندهای الیگو-میوسن (OMrb)، میوسن (Mur) و پلیوسن (PLQc) برونزد دارند در هیدروشیمی آب ‏زیرزمینی کارکرد اصلی را دارد. عامل دوم حاصل تعادل آب-سنگ است که در زمینۀ انحلال سنگ‏های حاوی ترکیبات کلسیم و منیزیم است و مرتبط به مناطق تغذیه است و عامل سوم ناشی از فعالیت‏های انسانی و استفاده از کودهای کشاورزی است.