اقتصاد اسلامی اوقات فراغت: درآمدی بر نظریه نابازار اسلامی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی، تهران، ایران
2 عضو هیت علمی دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22034/iec.2025.2065486.2899چکیده
مقدمه: اوقات فراغت در تمدن اسلامی ساحتی ضروری از حیات انسانی است که میتواند نقش مهمی در تعالی فردی، تقویت سرمایه اجتماعی و رشد فرهنگی ایفا کند. با این حال اقتصاد اوقات فراغت عمدتاً با رویکردی نئوکلاسیک و در چارچوب تحلیل بازاری و سودمحور، این عرصه را به صنعتی مبتنی بر مصرف، سرگرمی و رقابت بدل کرده و با کالاانگاری فراغت، بهرهمندی از آن را به قدرت خرید وابسته کرده است که پیامدهایی چون کالاسازی لذت، تجاریسازی فرهنگ و حذف عدالت فرهنگی را به دنبال دارد. هدف: مقاله حاضر با تبیین «نظریه نابازار اسلامی» تلاش میکند چارچوبی بدیل برای تحلیل و سازماندهی اقتصاد فراغت ارائه دهد. روششناسی (چارچوب بحث): در این نظریه فراغت به معنای کنارهگیری از منطق بازار و ورود به عرصهای غیربازاری تعریف میشود که در آن، تولید، توزیع و مصرف خدمات و ارزشها نه بر اساس سود اقتصادی بلکه بر اساس انگیزههایی چون احسان، ایثار، تربیت، مشارکت داوطلبانه و نیت الهی سامان مییابد و با پشتوانه قواعد فقهی، مبنایی مشروع برای تخصیص منابع به فعالیتهای فراغتی فراهم میآورد. یافتهها: در این چارچوب، منابع مالی و انسانی فراغت از مسیرهایی چون انفال، وجوهات شرعی، اوقاف، نهادهای مردمی و مشارکتهای داوطلبانه تأمین میشود. همچنین تخصیص منابع بر اساس معیارهای سطح نیاز، ظرفیت رشد، وضعیت آسیبپذیری و اولویتهای تربیتی مخاطبان است. نتیجهگیری: مقاله نشان میدهد نظریۀ نابازار اسلامی افزون بر فراهمسازی زمینهای برای تحقق عدالت فرهنگی میتواند الگویی نظری و کاربردی برای بازتعریف اقتصاد فراغت در جوامع اسلامی ارائه دهد که ضمن عبور از سلطۀ تحلیلهای بازاری، ظرفیتهای فرهنگی و معنوی فراغت را نیز به رسمیت میشناسد.