الگوسازی اثر درآمد خانوار بر دینداری در چارچوب اقتصاد اسلامی (یک مطالعه اقتصادسنجی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مازندران
2 استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشکده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مازندران
doi
10.22034/iec.2025.2067882.2912چکیده
مقدمه: این پژوهش به بررسی اثر شاخص درآمد خانوار بر دینداری افراد در چارچوب اقتصاد اسلامی میپردازد. با توجه به نقش محوری درآمد در سبک زندگی و نگرشهای معنوی، این مطالعه تلاش میکند با ترکیب روشهای کمی و کیفی، رابطه بین این دو متغیر را تحلیل کند. هدف: هدف این پژوهش، واکاوی رابطه بین درآمد خانوار و دینداری در چارچوب اقتصاد اسلامی و ارائه راهکارهای سیاستی برای تقویت دینداری از طریق افزایش درآمد مشروع است. روششناسی: دادههای پژوهش از طریق پرسشنامه استانداردشده بر اساس مقیاس لیکرت توسط صد خانوار جمعآوری و برای سنجش دینداری از مدل گلاک و استارک استفاده شده است. تخمین و تحلیل مدل بر اساس مدل اقتصادسنجی پروبیت و به وسیله نرمافزار EViews صورت گرفته است. یافتهها: یافتهها نشان میدهد افزایش یک میلیون تومانی درآمد خانوار، احتمال دینداری را به طور متوسط ۱.۲ درصد افزایش میدهد (p=0.041). همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که عواملی مانند سطح تحصیلات، شغل و سن تأثیر معناداری بر دینداری ندارند. نتیجهگیری: این مطالعه با تأیید فرضیه اصلی، پیشنهاد میکند سیاستهای افزایش درآمد مشروع در جوامع اسلامی میتواند به عنوان ابزاری برای تقویت دینداری مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش از یک سو شکاف موجود در ادبیات اقتصاد دین را پر میکند و از سوی دیگر به سیاستگذاران در طراحی برنامههای اقتصادی-دینی یاری میرساند.