مدیریت تقاضای مصرف آب با رویکرد اقتصادی در شمال استان سیستان و بلوچستان

نویسندگان

1 دانشیار دانشکدۀ علوم زیست‌محیطی و کشاورزی پایدار، دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشکدۀ علوم زیست محیطی و کشاورزی پایدار، دانشگاه سیستان و بلوچستان

3 هیئت علمی گروه اقتصاد گردشگری جهاد دانشگاهی خراسان رضوی

doi
10.22059/ije.2018.248647.797
چکیده

در کشورهای کم‌آب مانند ایران، توجه به تمامی منابع آبی اهمیت زیادی دارد و این امر در قالب مدیریت یکپارچۀ منابع آبی قابل اجرا خواهد بود. مطالعۀ حاضر عوامل مؤثر بر تقاضای آب در مصارف کشاورزی و خانگی و میزان تقاضای آب و کشش‏های درآمدی و قیمتی در بخش خانگی در شمال استان سیستان و بلوچستان را بررسی کرده است. به این منظور، در بخش خانگی از تابع مطلوبیت استون‌ـ گری استفاده شده و در بخش کشاورزی با به‌کارگیری مدل لاجیت، عوامل کمی و کیفی مؤثر بر مدیریت بهینۀ منابع آب بررسی شده است. تخمین ضرایب تابع تقاضای خانگی برای آب آشامیدنی در شهرستان‌های زابل و زهک نشان داد اگر در هر ماه یک نفر به جمعیت شهر اضافه شود، به متوسط ماهانۀ مصرف سرانۀ خانگی آب 00079/0 مترمکعب افزوده می‏شود. همچنین، اگر به صورت ماهانه یک ریال به قیمت واقعی آب اضافه (کم) شود، متوسط ماهانۀ مصرف سرانۀ خانگی آب 54/2 مترمکعب کاهش (افزایش) می‏یابد و اگر در هر ماه یک درجۀ سانتی‌گراد متوسط کمترین دمای روزانه افزایش (کاهش) یابد، متوسط ماهانۀ مصرف سرانۀ خانگی آب 306/0 مترمکعب افزایش (کاهش) می‏یابد. همچنین، تقاضای سرانه در حالت کلی برابر 5/61 مترمکعب در سال و اضافۀ مصرف سرانه در این حالت 8/26 مترمکعب است. همچنین، کشش‏های قیمتی و درآمدی تقاضای خانگی آب در این حالت به‌ترتیب برابر با 282/0 و 373/0 هستند که نشان‏دهندۀ کم‌کشش بودن تقاضای آب نسبت به قیمت است. کشش درآمدی نیز کمتر از یک بوده و بیان‌کنندۀ ضروری‌بودن کالای آب است. نتایج تخمین مدل مصرف بهینۀ آب کشاورزی نیز نشان داد بیشترین تأثیر مربوط به متغیر سابقه و تجربۀ کاری است و سپس به‌ترتیب متغیرهای استفاده از کودها و سموم شیمیایی، نوع کانال‏های ارتباطی، روش آبیاری، آموزش و سطح تحصیلات بیشترین تأثیر را در استفادۀ بهینه از منابع آب کشاورزی دارند.