ادغام تاریخ گرایی هگلی با طبیعت گرایی داروینی در برداشت جان دیویی از تجربه

نویسندگان
doi
چکیده

جان دیویی فیلسوف پراگماتیست آمریکایی، دیدگاهی انضمامی از تجربه انسان در کلیت آن را مطرح می‌کند. لفظ تجربه (experience)، بیشترین تکرار را در آثار وی دارا است و همواره در دوره‌های متعدد فلسفه‌ورزی‌اش در مرکز آن قرار دارد. برای فهم نظر دیویی نسبت به تجربه باید به جنبه تعاملی (تعامل نظر و عمل، ارگانیسم و محیط، ادراک حس و تفکر و غیره ) و کل‌گرایانه آن و پرهیز از یکسونگی در فرآیند تجربه نظر کرد. همچنین در پیگیری تلقی دیویی از تجربه باید به تحولات فکری وی توجه نمود: دوره‌ اولیه‌ای که در آن تحت تأثیر پراگماتیسم پیرس، تمایلات تجربه‌گرانه و علمی وی آشکار است و دوره‌ای که در آن تمایلات فرهنگی و هنری غالب‌تر می‌شوند. در مقدمه وجوهی از تفکر فلسفی غرب که منجر به غلبه سازوکارهای عقلانی و نظرورزانه و غفلت از دیگر سازوکارها شده است بررسی می‌شود. نتیجه چنین غفلتی تمجید از «نظر» و تحقیر «عمل» بوده است. در بخش نخست مقاله به انتقادهای دیویی نسبت به فلسفه و ناتوانی آن در ارائه تصویری بسنده و سازگار با پیشرفت علم اشاره می شود (خصوصاً غفلت از نقش عمل) و سپس برداشت دیویی از تجربه در زمینه منطق علمی و متاثر از آن مطرح می‌شود. در این بخش تفاوت های برداشت دیویی از تجربه و شکل کلاسیک آن نشان داده می شود. در ادامه به تجربه مورد نظر دیویی با نشان دادن پیوند آن با تجربه زیباشناختی وهنری، پرداخته می شود.