سیستم هوشمند تخصیص منابع آب برای کاهش تأثیرات کمبود آب در مخزن (مطالعۀ موردی: سد مخزنی بوکان)
نویسندگان
1 دانشیار گروه مهندسی آب، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه ارومیه
2 دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی منابع آب، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه ارومیه
3 استاد گروه مهندسی آب، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه ارومیه
doi
10.22059/ije.2017.230147.539چکیده
پژوهش حاضر یک طرح تخصیص اصولی آب را برای سد مخزنی بوکان، واقع در شمال غرب ایران ارائه میدهد. در این طرح قواعدی تنظیم میشود که هنگام مواجهۀ سیستم با کمبود جدی آب، درصدی آیش برای محصولات زراعی اعمال شود تا تقاضای سایر بخشها تا حد مد نظر ارضا شود و نسبت کمبود آب در همۀ بخشها از حد قابل قبولی تجاوز نکند. به اینمنظور، ابتدا نسبت کمبود ماهانۀ آب برای دو بخش شرب و کشاورزی برای دورۀ تاریخی 1374ـ 1392 محاسبه شده و با استفاده از روش خوشهبندی K-means به پنج سطح طبقهبندی شد تا آستانههای کمبود آب در مخزن مشخص شود. سپس، با استفاده از الگوریتم ژنتیک به بهینهسازی بهرهبرداری از مخزن پرداخته شد و میزان آیش بهینه برای هر سال زراعی (1386-1392) تعیین شد. همچنین، به منظور بررسی تأثیر میزان راندمان آبیاری و اعمال نیاز زیستمحیطی بر میزان آیش مورد نیاز، شش سناریو اعمال شد و در هر بار اجرا، سه راندمان آبیاری 5/35، 45 و 50 درصد در نظر گرفته شد. نتایج بیان میکند که با افزایش راندمان آبیاری، به آیش کمتری نیاز است و با اعمال این آیش سیستم تا حد قابل قبولی میتواند نیاز پاییندست خود را تحویل دهد، در نتیجه باید اقدامات افزایش راندمان آبیاری در دستور کار مدیران آب قرار گیرد. همچنین، در صورت درنظرنگرفتن نیاز زیستمحیطی پاییندست مخزن، با اینکه میزان آیش مورد نیاز کمتر است، بدیهی است که برای دستیابی به مدیریت پایدار و همچنین حفظ دریاچۀ ارومیه، باید نیاز زیستمحیطی نیز در مسائل بهرهبرداری از مخزن در نظر گرفته شود.