تبیین بنیانهای نظری نظام بینالملل معنایی اسلام با در نظرداشت انگاره قدرت نرم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استادیار روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استادیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
4 دانشیار، گروه روابط بینالملل، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
چکیده
هدف این پژوهش واکاوی بنیانهای نگرشی نظام بینالملل معنایی اسلام با در نظرداشت انگاره «قدرت نرم» است. نظام بینالملل معنایی اسلام، یک چیدمان فراساختاری است که با پذیرش واقعیتهای مربوط به قدرت، بهدنبال بهبود وضعیت موجود جهت دستیابی به نظام مطلوب با ایجاد دگرگونی در الگوهای رفتاری کنشگران بهوسیله ارزشهای معنویی است؛ بنابراین چنین نظامی ظرفیّت تحلیل پدیدههای جهانی؛ از جمله جنگ، قدرت را در گونههای سخت و نرم آن دارد. پرسش پژوهش حاضر این است که انگاره قدرت نرم چه جایگاهی در نظام معنایی روابط بینالملل اسلام دارد؟» فرضیه پژوهش این است که «جایگاه قدرت نرم، در بنیانهای نگرشی، آموزههای هستیشناسانه و منظومه معرفتشناسی اسلام که بیشتر بر عنصر قدرت نرم تکیه دارند، میباشد.» با بهکارگیری روش نظامسازی شهید صدر و ارائه عناصر نظام معنایی اسلام، مشخص میشود که مفهوم قدرت نرم و نیروهای معنوی در چهار سطح «حقیقت»، «بینشـ ارزش»، «آموزههای اسلام» و «منابع و مبانی نظام بینالملل معنایی» جای داشته و به لایههای دیگر نظام معنایی نیز منتقل شده است. مبانی چهارگانه «روششناسی»، «هستیشناسی»، «معرفتشناسی» و «انسانشناسی» این نظام، بهطوری چیده شدهاند که ظرفیت لازم را برای پرداختن به گونههای مختلف قدرت را دارد. یافته پژوهش تأکید دارد که در نظام بینالملل معنایی اسلام، نقشآفرینی مسلمانان در پویشهای بینالمللی، از پایبندی آنها به نیروهای معنوی و قدرت نرم سرچشمه میگیرد؛ با اینکه در شرایط امروزی مسلمانان قدرت سخت زیادی در اختیار ندارند؛ ولی با اعتقادی که به ارزشهای اسلامی از قبیل «نفی اجبار در دین، ایثار، شهادتطلبی» دارند؛ دارای اهرم قدرت نرم مناسبی در پویشهای جهانی میباشند.