روایت تجربه زیسته ناگویی هیجانی مادران دارای فرزند چند معلولیتی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، یزد، ایران
2 استاد، گروه طراحی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه مشاوره، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
doi
چکیده
داشتن فرزند معلول، بار روانی اجتماعی سنگینی بر خانواده وارد می کند و مادر سنگینی این بار را بیشتر احساس می کند. هدف از این پژوهش روایت تجربه زیسته ناگویی هیجانی مادران دارای فرزند چند معلولیتی بود. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل روایت به مطالعه داستان مادران کودکان چند معلولیتی پرداخته و از تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته برای جمع آوری داده ها استفاده گردیده است. مشارکت کنندگان مادران کودکان چند معلولیتی مدرسه استثنایی گل های شیراز بودند که به صورت هدفمند انتخاب شده و دارای حداقل یک کودک چند معلولیتی بودند و تمایل به صحبت در مورد تجارب خود را داشته اند، فرایند نمونه گیری و مصاحبه ها تا زمان اشباع (15 مادر) ادامه یافت. مضامین اصلی تجربه ها از طریق روش کلایزی کشف شد. یافته های حاصل از تجربیات مادران در زندگی با کودکان چند معلولیتی در 9 مضمون اصلی (مشکلات رفتاری کودک، انگ و انزوای اجتماعی، احساسات و افکار منفی، سرزنش گری، نگرانی از آینده، اختلال در روابط بین فردی، حمایت خانواده و دیگران، نحوه برخورد با ناتوانی کودک، عدم توانمندی های مادر در مدیریت خود و کودک) و 28 مضمون فرعی که به صورت زیر گروه های مضامین اصلی کدبندی شده اند، خلاصه گردید.