اقتصاد علم و تئوری انگیزش؛ دلالتهایی برای مطالعات اقتصاد مقاومتی
نویسندگان
1 استاد تمام گروه اقتصاد اسلامی دانشگاه قم
2 استادیارگروه اقتصاد اسلامی دانشگاه قم
3 مربی، گروه مدیریت بازرگانی و IT، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری اقتصاد اسلامی دانشگاه قم
doi
10.22034/iec.2024.2026593.2741چکیده
نظام انگیزشی و مکانیسم تصمیمگیری انسان، محور بسیاری از توسعههای مهم دانش اقتصاد است. تئوری نظام انگیزش در دانش اقتصاد با کنارگذاشتن فروض محدودکننده نئوکلاسیک در حال ارائه تحلیلهای کاملتری از نظام انگیزشی و نحوه رفتار انسانها در شرایط واقعی اقتصادی است. این پیشرفت در تئوری انگیزش، «اقتصاد علم» را نیز تحت تأثیر قرار داد و اقتصاددانان را واداشت اثرگذاری انگیزههای غیر مالی بر عملکرد تولیدکنندگان علم را نیز بررسی کنند. در پژوهش حاضر ضمن احصای انواع انگیزهها و مشوقهای تأثیرگذار بر انگیزش دانشمندان و تولیدکنندگان علم، با بهرهگیری از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) دادههای تکمیلشده توسط 65 عضو هیئت علمی (33 استاد تمام، 32 استادیار و دانشیار) از 19 دانشگاه سراسر کشور در نرمافزار SMART PLS4 مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته و تأثیرگذاری انگیزه درونی، دینی، شغلی و مشوق مالی بر نظام انگیزش دانشمندان بررسی شده است. ضریب تعیین یک برای مدل نشان میدهد ابعاد تعریفشده به صورت کامل سازه مرکزی را پوشش داده و تبیین میکنند. یافتههای تحقیق نشان میدهد انگیزه درونی، دینی، شغلی و مشوق مالی بهترتیب با 38/0، 45/0، 24/0 و 33/0 اثرات مثبتی بر نظام انگیزش دانشمند دارند. همچنین بر اساس ماتریس اهمیت-عملکرد، انگیزه دینی، انگیزه درونی و مشوق مالی بهترتیب بیشترین اهمیت را در نظام انگیزش دانشمند دارند که از نظر عملکرد نیز انگیزه دینی دارای بالاترین عملکرد است. این یافتهها میتوانند مطالعات سیاستگذاری علم و فناوری با رویکرد اقتصاد مقاومتی و اقتصاد اسلامی را تحت تأثیر قرار دهند.