بررسی چگونگی تاریخ سازی نادر ابراهیمی در رمان آتش بدون دود براساس الگوی سه سطحی فرکلاف
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه تهران
3 دانشگاه فردوسی مشهد
4 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/jls.v52i1.81477چکیده
در پژوهش حاضر، سعی کرده ایم براساس نظریۀ «تحلیل گفتمان انتقادی» فرکلاف، از جانبداری های ایدئولوژیک نادر ابراهیمی و موضعگیری سیاسی او در قبال تاریخ سیاسی معاصر رمزگشایی کنیم. نادر ابراهیمی با توجه به تحولات تاریخی بین چاپ سه جلد اول (1359) وچهار جلد بعدی (1371)، یعنی دستگیری و انحلال گروههای مخالف در ایران و رنگ باختن شعارهای کمونیستی در سطح جهان، دست به تاریخسازی در چهار جلد آخر رمان آتش بدون دود میزند و با ایجاد فضای گفتمانی جدیدی در داستان، به هدایت و کنترل افکار و باورها و ایدئولوژی غالب در میان مردم دست میزند. او چریک های چپگرا و کمونیست تاریخ معاصر را شخصیت های قدرت مدار و قهرمان داستان قلمداد میکند و تمامی تحرکات سیاسی و جنگ های پارتیزانی دهه های چهل و پنجاه را با مرکزیت این گروه به نمایش میگذارد. او برای توجیه و القای این جانبداری، از ایجاد تضاد و تقابل معنایی و یا حذف عامدانۀ کنش های گروه های مخالف استفاده میکند. همچنین با غیریتسازی گروه های سیاسی اسلامگرا و ملیگرا، گروه سیاسی مورد نظر خود را برجسته میسازد.