سنجش ارتباط میان پارامترهای مربوط به انسجام و فشردگی فرم شهری با محرومیت اجتماعی؛ مورد پژوهی: شماری از محلات شهری اصفهان
نویسندگان
1 دانشیار و عضو هیأت علمی گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری، لابراتوار دکتری «شهر، سرزمین، محیط زیست و جامعه» واحد آمیخته پژوهش شماره3116 ، مرکز پژوهش های ملی فرانسه، دانشگاه تور، شهر تور، فرانسه،
3 دانش آموختهی دکتری شهرسازی ، گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان
4 استاد دانشگاه های فرانسه، لابراتوار دکتری «شهر، سرزمین، محیط زیست و جامعه» واحد آمیخته پژوهش شماره3116 ، مرکز پژوهش های ملی فرانسه، دانشگاه تور، شهر تور، فرانسه
doi
10.22080/usfs.2021.20168.2064چکیده
ارتباط میان فرآیندهای اجتماعی، فرم و ساختار فضایی، همواره مورد توجه متخصصین بوده است بطوریکه جغرافیدانان و جامعه شناسان بیشتر بر ویژگیهای فضایی فقر و محرومیت، از جمله جدایی میان طبقات اجتماعی و نحوه توزیع آنها در فضا میپرداختند و شهرسازان به دنبال یافتن فرم های پایدار شهری بودهاند و در این راستا اغلب با رویکرد فشردگی ارتباط میان فرم متراکم و پایداری مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد میان فرم متراکم و پایداری اجتماعی الزاما رابطه معناداری وجود ندارد. بنابراین مطالعات جدید بر پیوند و اتصال عناصر فرم در یک ساختار منسجم بیش از فرم متراکم تأکید داشتهاند. بنابراین این سوال مطرح است که کدام ویژگی از فرم می تواند بیشتر بر پایداری اجتماعی موثر باشد، انسجام یا فشردگی؟ بر این اساس تحقیق حاضر به دنبال ارزیابی ارتباط میان انسجام فرم کالبدی و همچنین فشردگی با محرومیت اجتماعی در محلات شهر اصفهان است. در این راستا ابتدا انسجام برخی محلات شهر اصفهان را (43 محله) بر اساس ارتباط درونی عناصر فرم و ترکیب عناصر مورد سنجش قرار داده و سپس محرومیت را در این محلات جهت بررسی ارتباط آن با انسجام به روش تاپسیس رتبهبندی شده است. در نهایت به روش همبستگی ابتدا ارتباط میان انسجام و محرومیت و سپس ارتباط میان فشردگی (تراکم خالص و ناخالص) و محرومیت مورد بررسی قرار گرفته است . نتایج نشان میدهد میان فرم منسجم و محرومیت در محلات منتخب شهر اصفهان، ارتباط معنادار و غیرمستقیم وجود دارد در صورتی که این ارتباط میان فرم فشرده و محرومیت معنادار نیست.