اثربخشی امیددرمانی بر کاهش نگرشهای ناکارآمد بیماران زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روان‎شناسی تربیتی، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 استادیار گروه روان‎شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
3 استادیار گروه روان‎شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
doi
10.22108/ppls.2020.117581.1762چکیده
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی امیددرمانی بر کاهش نگرشهای ناکارآمد بیماران مبتلا به ام اس شهر تهران انجام شد. طرح این پژوهش، نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل بود. نمونۀ پژوهش به حجم 30 نفر از بین تمامی بیماران زن عضو انجمن ام اس در شهر تهران به روش نمونهگیری هدفمند، انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر دو گروه به پرسشنامۀ نگرشهای ناکارآمد وایزمن و بک در پیشآزمون پاسخ دادند. در گروه آزمایش، امیددرمانی در 8 جلسه 90 دقیقه اجرا شد؛ اما در گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. آمودنیها پرسشنامۀ نگرشهای ناکارآمد را در مرحلۀ پیشآزمون (قبل از مداخله) و پسآزمون (بعد از مداخله) و پیگیری (یک ماه بعد) از آخرین جلسۀ درمانی را تکمیل کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازۀ مکرر نشان دادند اثر زمان و اثر تعاملی زمان و گروه بر کاهش نگرشهای ناکارآمد بیماران مبتلا به ام اس معنادار بوده است. همچنین گروهها در پیشآزمون تفاوت نداشتهاند؛ ولی در پسآزمون و پیگیری تفاوت داشتند. نتایج پژوهش نشان دادند امیددرمانی روشی کارآمد برای کاهش نگرشهای ناکارآمد در بیماران مبتلا به ام اس است و اثربخشی مداخلات را در یک ماه حفظ میکند.