مبانی معرفتشناختی دانش اقتصاد اسلامی و اقتصاد غرب (اثبات واقعیت اقتصادی، امکان معرفت به آن)
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
چکیده
اثبات واقعیت و ویژگیهای آن و امکان معرفت به آن دو بحث مقدماتی لازم برای ورود به مباحث اصلی معرفتشناسی از قبیل ماهیت، ویژگیها، انواع، حدود، ابزار و منابع معرفت و ... است. در این مقاله این مباحث مقدماتی را ابتدا در فلسفه غرب بررسی کرده و سپس امتداد آن را در فلسفه علم اقتصاد متعارف پی میگیریم. پس از آن به تبیین دیدگاه فلاسفه مسلمان و نیز دیدگاه قرآنی پرداخته، نتایج آن را در دانش اقتصاد اسلامی تحلیل میکنیم. بررسیها نشان میدهد که در فلسفه علم اقتصاد متعارف وجود واقعیت اقتصادی خارج از ذهن امری مسلم و مورد اتفاق است و در جریان اصلی علم اقتصاد واقعیت اقتصادی امری مادی و یکسان با واقعیتهای طبیعی تلقی میشود؛ اما دیدگاهها در مورد امکان معرفت، از امکان معرفت به بهنحو جزمی به امکان معرفت بهنحو غیر جزمی و در نهایت به عدم امکان معرفت تحول یافته است. از دیدگاه فلاسفه مسلمان و نیز قرآن کریم وجود واقعیت خارج از ذهن و امکان معرفت به آن امری مسلم است و بر این اساس واقعیت اقتصادی در چهار رشته مذهب، نظام، نظامسازی و علم اقتصاد خارج از ذهن وجود دارد و معرفت به آن نیز ممکن است. واقعیتهای اقتصادی دارای ابعاد مادی و مجردند و با واقعیتهای طبیعی متفاوتاند. واقعیتهای اقتصادی محفوف به ارزشها و اعتبارات اجتماعی عقلایی و شرعیاند و در چارچوب سنتهای الهی که به منزلة قوانین تکوینی طبیعی است رخ میدهند. کنشگران در ساخت واقعیت اقتصادی دخیلاند و دارای حقیقتی مستقل از محقق علوم اجتماعیاند.