بررسی سیطرة جنسیت بر زندگی اجتماعی تبدیل‌خواهان جنسی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه الزهرا

2 کارشناس ارشد مطالعات زنان، دانشگاه الزهرا

doi
10.22059/jisr.2019.263805.730
چکیده

تبدیل‌خواهی‌ جنسی اختلالی در هویت جنسی به‌شمار می‌آید. تبدیل‌خواهان جنسی خود را به گروه جنس مخالف متعلق می‌دانند، از وضعیت جنسی-بدنی خود راضی نیستند و می‌کوشند با استفاده از هورمون‌ها و عمل‌های جراحی، خود را به وضعیت دلخواه نزدیک کنند. هدف این مقاله «بررسی ابعاد سیطرة جنسیت بر زندگی تبدیل‌خواهان جنسی» است. برای این منظور، با دوازده نفر از این افراد (شش نفر زن به مرد و شش نفر مرد به ‌زن) مصاحبة عمیق ساختاریافته صورت گرفت و نتایج با نظریة زمینه‌ای با استفاده از جداول کدگذاری داده‌ها تحلیل شد. یافته‌های این پژوهش شامل سه تم اصلی و چهل‌ویک تم فرعی است. عبارت‌های معنایی تم‌های اصلی به‌دست‌آمده شامل واکنش خانواده در برابر تبدیل‌خواهی جنسی، نمود بیرونی تبدیل‌خواهی در آینة کنش متقابل اجتماعی و تجربة «داغ ننگ» به‌دلیل تبدیل‌خواهی جنسی است. مقایسة نتایج دو گروه از تبدیل‌خواهان، بیان‌کنندة سیطرة جنسیت بر هر دو گروه از آنان به شکلی متفاوت است؛ تبدیل‌خواهان MtF فشار اجتماعی بیشتری از FtM دارند: دخترسرشتان با طرد اجتماعی و بایکوت مالی بیشتری مواجهند؛ زیرا پذیرش «مردی که می‌خواهد زن شود» به‌مراتب دشوارتر است از پذیرش «زنی که می‌خواهد مرد شود». بدین‌ترتیب شرم‌آور تلقی‌شدن رفتارهای یک تبدیل‌خواه در میان دخترسرشتان بیشتر گزارش‌شده است؛ زیرا دربردارندة از‌دست‌رفتن «مردانگی مورد افتخار» است که می‌توان آن‌ها را نوعی بازتولید گفتمان «مردسالاری» تلقی کرد.