واکاوی انگیزه‌‌های سرایش و درون‌‌مایه‎های شعر استغاثه در دورۀ اندلس (بر اساس نظریّۀ عمل پیر بوردیو)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران

doi
10.22067/jallv14.i4.2210-1199
چکیده

واژۀ استغاثه از حیث معنایی، بلاغی و ادبی به معنای شفیع طلبیدن است. از دیرباز در ادبیات عرب نوعی شعر با درون‌‌مایۀ استمداد ظهور یافت که «استغاثه» نام گرفت و از دو ابزار معنوی و مادی «توکّل» و «تمسّک» بهره می‌‌برد که در پی تغییراتی در اوضاع جامعۀ هدف بود. با نگاهی به پژوهش‌های محقّقان حوزۀ ادبیّات و تاریخ ادبیات، می‌توان دریافت درون‌‌مایه‌‌های ادبی استغاثه در واقع، بیانگر مسئولیت اجتماعی و تعهد هنری شاعران بوده و نیک آشکار است که برای فهم عمیق‌‌تر چرایی سرایش این نوع اشعار، به‌کارگیری نظریه‌هایی که شناختِ جامعه و مردم خاص زمانی را بررسی می‌کنند، راهگشا خواهد بود. در پژوهش توصیفی‑تحلیلی حاضر، تلاش شده است تا از دیدگاه جامعه‌‌شناسی پیر بوردیو استفاده شود. بر مبنای این نظریّه، تعهد اجتماعی، عمل و کنش، بازتاب منش جامعه است. با تحلیل جامعه‌شناسی این مهم، آشکار خواهد شد که ساختارهای اجتماعی توانمندِ قشر حاکم، چه تأثیری بر قشر فرمان‌بر جامعه دارند. ازآنجاکه کُنش‌‌های ناآگاهانۀ به وجود آمده در ساختار اجتماعی دوران جاهلی و مقابله با اجبارهای صادره از قشر حاکم درنتیجه برخی تک‌‌بیت‌‌هایی با موضوع استغاثه بوده، در زمان حکومت مسلمانان بر اندلس عواملی همچون درگیری‌‌های دائمی اقتصادی و سیاسی، فساد اخلاقی حاکمان، حملات و فجایع منتج از جنگ‌‌های صلیبی سبب‌ساز تکوین این نوع شعر و تبدیل آن به‌صورت فن مستقل گردید. علاوه بر این، با توجّه به مدح قشر حاکم همراه استمداد در این نوع ادبی، در ادامه نیز چرایی عدم دوام مدح و هم تمرد و گلایه تدریجی علیه قوانین حاکم باگذشت زمان قابل بررسی است