استفاده از روش ویکور برای سنجش تناسب اراضی برای کشت زعفران در محیط ساج (مطالعه موردی شهرستان ملایر)

نویسندگان

1 گروه اقلیم شناسی، دانشگاه محقّق اردبیلی، اردبیل

2 سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی

doi
چکیده

اقلیم، توپوگرافی و کاربری اراضی از مهم‌ترین مؤلفه‌های محیطی هستند که استعداد و قابلیت تولید محصول زراعی در یک منطقه به آن­ها وابسته است. در این تحقیق با استفاده از داده‌های اقلیمی از قبیل دما، بارش، تعداد روزهای یخبندان و ساعات آفتابی و رطوبت نسبی مربوط به مراحل فنولوژیکی رشد زعفران و داده‌های منابع زمینی از قبیل لایه‌های توپوگرافی و کاربری اراضی که با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست 8 مربوط به تاریخ 28/2/1392 در شهرستان ملایر تهیه‌شده، برای ارزیابی تناسب اراضی مستعد کشت زعفران در سطح شهرستان ملایر استفاده شده است. مطالعه و بررسی هر یک از آن­ها در رابطه با نیازهای اقلیمی و اکولوژی زعفران صورت گرفته است. با تعمیم داده‌ها به سطح، و پردازش آنها با استفاده از فن­آوری GIS لایه‌های اطلاعاتی مربوط به هر یک از آن­ها تهیه شد. به­منظور اولویت‌بندی و ارزیابی معیارها و لایه‌های اطلاعاتی در رابطه با هم و تعیین وزن آن­ها از روش تحلیل تصمیم‌گیری چندمعیاره (MCDM)، مبتنی بر روشvikor  استفاده شد. سپس با وزن­دهی به لایه‌های تهیه‌شده بر اساس معیارها و مدل مورد نظر، همپوشانی و تحلیل فضایی لایه‌ها در محیط GIS صورت گرفت و لایه نهایی ارزیابی تناسب اراضی برای کشت زعفران تهیه شد. در این تحقیق مقدار 23/10درصد از مساحت کل شهرستان را مناطقی که دارای تناسب اراضی مناسب هستند در بر می­گیرد، 25/40 درصد از کل مساحت را مناطقی با تناسب متوسط برای کشت زعفران پوشش می­دهد. و مابقی شهرستان را که سهم بیش­تری هم دارد و 52/45 درصد از شهرستان را پوشش می­دهد اراضی با تناسب ضعیف هستند. با توجه با این تحقیق روشvikor  مـی­تواند عملکرد مناسبی در انتخاب ارزش­های تناسب برای هر کدام از طبقات داشته باشد.