کنکاشی در باب اهمیت رویکردهای بدیل اقتصادی: تأملی در ضرورت‌های فلسفی و کاربردی

نویسندگان

1 استاد دانشکده‌ی اقتصاد دانشگاه تهران

2 دانشجوی دانشکده‎ی اقتصاد دانشگاه تهران

doi
چکیده

در مواجهه و احتمالاً، پیروی و متابعت از آموزه‌های مکتب یا مکاتب بدیل اقتصادی همواره این پرسش مطرح است که در حضور مکتب مرسوم، اساساً چه نیازی به مطالعه‎ی این مکاتب فکری وجود دارد، آن‌هم در حالی که مکتب مرسوم جریان اصلی علم را به خود اختصاص داده است و در بیش‎تر دانشگاه‌ها و محافل علمی، تدریس و در نهادهای تصمیم‌گیری بیش‎تر تصمیمات سیاسی و اقتصادی بر اساس آموزه‌های آن انجام می‌شود. پس، چرا مکاتب بدیل؟ این مقاله به دنبال کنکاشی در قالب این پرسش است و در این ارتباط دو استدلال اساسی مطرح می‌شود. یکی این که از منظر فلسفه‎ی علم، در علوم انسانی و به‌طور مشخص در علم اقتصاد، نمی‌توان مطالعات علمی را محدود به یک پارادایم خاص کرد. دیگر این که پرداختن و تدبر در پارادایم‌های مختلف فکری ضمن غنا بخشیدن به درک ما از پارادایم اصلی، می‌تواند تا حد زیادی پاسخ‌گوی نیاز ما در یافتن رهیافت‌ها و راهبردهای جدید برای رویارویی با مسائل و دغدغه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کنونی باشد. طبقه‌بندی JEL: B00، B21، B15، B41، B50