تدوین دستور کاری پژوهشی پیرامون ارتباط میان محیط کالبدی و سلامت روان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار گروه شهرسازی ، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22080/usfs.2020.18382.1950چکیده
پس از دو دهه از تلاش متمرکز جهانی بر ارتباط میان محیط کالبدی و سلامت، در حالی که اغلب این مطالعات بر مؤلفههای عینی پیادهمداری و چاقی تمرکز کردهاند، تحقیقات اندکی هستند که به بهبود سلامت روان، به خصوص در کشور ایران پرداخته باشند. بر اساس پیمایش ملی سلامت روان، آخرین آمار اختلالات روانپزشکی در کشور در گروه سنی 15 تا 64 سال، 6/23 درصد است که بیشترین آمار مربوط به مجموع اختلالات اضطرابی و خلقی بوده ولی در کل، اختلال افسردگی اساسی با 7/12 درصد، به تنهایی بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است و نکته قابل توجه اینکه که ۶۰ درصد افرادی که دچار اختلال روانپزشکی بودند هیچ اقدامی برای درمان خودشان نکردهاند.این امر اهمیت مطالعات پیشگیرانه از جمله سیاستهای شهری را دوچندان میکند. بر این اساس، مقاله حاضر سعی دارد تا با مرور ادبیات و شواهد تجربی، و برشمردن چالشها و ابهامات اصلی که تحقیقات با آن روبرو هستند، دستورکاری پژوهشی را برای ورود طراحان و برنامهریزان شهری فراهم کند. برای یافتن مقالات از طیف متنوعی از پایگاههای دادهای و موتورهای جستجو مانند گوگل اسکالر، پاپ مد، اسکوپوس و وب آو ساینس استفاده شده است. مقالات برگزیده، بر اساس وابستگی به موضوع، تعداد ارجاعات و جدید بودن یافتهها انتخاب گردیدند. از بین مطالعات منتخب به ترتیب 72، 25 و 3 درصد در بازه بین سال 2010 تاکنون، سالهای 2000 تا 2009 و پیش از سال 2000 انتشار یافتهاند، که به ترتیب میانگین ارجاعات آنها 151، 676 و 284 استناد بوده است. یافتهها نشان میدهد، استفاده از تعاریف و روشهای متفاوت، عدم درک صحیح از مفاهیم شهری و روانشناختی، مقیاسها و پیچیدگی متغیرها امکان مقایسه نتایج را کاهش میدهد. در نتیجه، امکان شکلگیری یافتههای متقن که بتواند پشتوانه نظری محکمی برای برگردان آنها به سیاستهای راهبردی فراهم کند، سخت میشود. از این رو، انجام مطالعات میانرشتهای که بتواند فهم مشترکی از مفاهیم، شاخصها و متغیرها ایجاد کند و تحقیقات طولی و کوهورت، که بتواند در درک روابط علی کمک نماید، باید در اولویت قرار گیرند.