کانونی سازی و توزیع آگاهی در داستان خسرو و شیرین شاهنامه

نویسندگان

1 دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشگاه شهید باهنر کرمان

3 دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.22067/jls.v0i0.77278
چکیده

کانونی ­سازی، یکی از راه­ های بیان­ کردن یا به ­دست ­آوردن دانش (آگاهی) در روایت است. در این مقاله، جهت درک چگونگی توزیع آگاهی در روایت شاهنامه از داستان خسرو و شیرین، این داستان از نظر شیوه­ های کانونی ­سازی مورد توجه قرارگرفته ­است. نتایج این بررسی نشان می­دهد که وجه غالب روایت رخدادها در متن، کانونی ­سازی بیرونی است؛ یعنی دیدن و روایت­ کردن توأمان رویدادها توسط راوی-کانونی­ گر، به شکلی که اغلب، خواننده چیزی بیشتر از شخصیّت­ ها نمی­ داند. در کلیّت اثر، تعلیق، مهم­ترین عامل انگیزش خواننده نسبت به متن است که بر اثر پیش­ آگاهی فراتر خواننده (نسبت به اشخاص داستان) دربارۀ سرنوشت شخصیت اصلی ایجاد می­شود و در پاره­ روایت ­های داستان، به دلیل آگاهی برابر خواننده و اشخاص داستان، برانگیختن کنجکاوی مهم ­ترین دلیل برای خواندن متن است. در کانونی ­سازی­ های درونی نیز بیان عواطف و ذهنیت اشخاص داستان، موجب برانگیختن کنجکاوی خواننده می ­شود. مهم­ترین عامل انسجام متن در ژرف­ساخت اثر، وجه ایدئولوژیک کانونی ­سازی­ است.