صحت سنجی روابط تعیین بارش مؤثر در مناطق پرباران و کم باران ایران (مطالعه موردی رشت و داران)

نویسندگان

1 استاد گروه علوم و مهندسی آب، دانشکدۀ کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد

2 استاد گروه مهندسی آبیاری و آبادانی دانشکدۀ کشاورزی دانشگاه تهران

3 کارشناس ارشد آبیاری و زهکشی، گروه مهندسی آبیاری و آبادانی دانشگاه تهران، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه تهران

4 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آب، آبیاری و زهکشی، گروه علوم و مهندسی آب، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/ije.2017.62638
چکیده

با توجه به اهمیت حیاتی آب در زندگی بشر، شناخت دقیق کل باران و همچنین مقدار قابل استفاده یا مؤثر آن به‏منظور برنامه‏ریزی اقتصادی و آب مورد نیاز در صنعت، شرب و کشاورزی ضروری است. شناسایی و به‏کارگیری روشی مناسب برای برآورد بارش مؤثر به‌خصوص در کشت دیم اهمیت دوچندانی دارد. در پژوهش حاضر به‌منظور تعیین مناسب‏ترین روش تجربی برآورد بارش مؤثر در زراعت دیم، از داده‌های آماری بارندگی 20 ساله (1991 تا 2011) برای محصولات گندم، جو، نخود و عدس برای مناطق پربارش (رشت در استان گیلان) و نیز مناطق کم‌بارش (داران در استان اصفهان) استفاده شده است. در این پژوهش از پنج روش‏ تجربی مختلف تعیین بارش مؤثر از جمله: روش‏های سرویس حفاظت خاک ادارۀ کشاورزی ایالات متحده (SCS)، بارش قابل اطمینان، تجربی، وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA) و درصدی استفاده شده است. نتایج این ارزیابی نشان داده است در رشت همۀ روش‏های بارش مؤثر در زمینۀ کشت دیم قابل استفاده هستند، اما در داران، که یک منطقۀ کم‌باران است، برای استفاده از این روش‏ها لازم است که از قبل واسنجی شوند. نتایج نشان داده است به‏منظور اولویت‏بندی استفاده از روش‏های بررسی‌شده در این دو منطقه، روش‏های SCS و USDA برای رشت و روش‏های USDA و درصدی برای داران پیشنهاد می‏شود. از آنجا که میزان و زمان ریزش باران قابل کنترل نیست، می‏توان با به‌کارگیری تدابیری میزان کارایی بارش و در نتیجه بارش مؤثر را افزایش داد. از جمله می‏توان به کاهش رواناب سطحی، ذخیرۀ آب برای اوقات کم‌باران، کاهش عمق نفوذ آب و برنامه‏ریزی به‌منظور کشت گونه‏های منطبق بر رژیم بارش اشاره کرد.    

کلیدواژه‌ها