واکاوی فقهی موانع مشروعیت سبدگردانی نهادهای مالی در بازار سرمایه

نویسندگان

1 مدیر گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه علامه طباطبایی

2 مدیر گروه اقتصاد و بانکداری اسلامی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه خوارزمی

3 طلبه سطح3، حوزه علمیه قم کارشناسی ارشد فقه ومبانی حقوق اسلامی، دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

سبدگردانی، فعالیتی از جانب اشخاص حقوقی خبره در امر سرمایه­گذاری موسوم به سبدگردان­هاست که طی قراردادی تحت ضوابط و دستورالعمل­های مصوب نهاد بورس، به نمایندگی از سرمایه­گذار و از محل وجوه نقد، اوراق بهادار و مطالبات وی در مقابل دریافت کارمزدی متناسب با بازده سبد سهام، با اتخاذ استراتژی مناسب و لحاظ انتفاع سرمایه­گذار نسبت به نگهداری یا خریدوفروش محتویات سبد در بازار سرمایه پایش صورت می­دهند. با وجود نقش پررنگ سبدگردانی در بازار سرمایه و نیز گستردگی دامنه مخاطبان آن، موانعی در مشروعیت سبدگردانی به چشم می­خورد که این امر واکاوی فقهی آنها را به  شیوه توصیفی ـ تحلیلی و بررسی منابع کتابخانه­ای ضرورت بخشیده است. نتایج گویای آن است که دو عقد وکالت و جعاله از نزدیک­ترین عقود معهودی هستند که سبدگردانی قابلیت اندراج تحت آنها را دارد. البته طبق برخی از مبانی، این اندراج با ایراداتی مواجه­ است؛ اما در این فرض نیز تصحیح سبدگردنی با اختیار نظریه­ انحصاری‌نبودن عقود و تمام‌بودن ادله اعتبار عقود غیرمعهود، امکان‌پذیر خواهد بود. همچنین پذیرش مشروعیت مورد تعهد سبدگردان به صورت مطلق، هموار نیست. ضمن اینکه در پذیرش مجرد ریسک و خطرپذیری به عنوان منشأ مشروع سود، تردید وجود دارد. همچنین ورود ضرر بر مشتریان به دنبال خلأهایی در برخی از مقرره­های حاکم بر سبدگردانی، مشروعیت سبدگردانی را با اشکال مواجه می­کند.