بررسی و نقد مبانی سیاسی جریان تکفیری داعش
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تهران پردیس فارابی قم، قم، ایران
2 عضو هیأت علمی و استادیار گروه الهیات (علوم قرآن و حدیث) دانشگاه گنبد کاووس، گنبد کاووس، ایران
3 عضو هیأت علمی دانشگاه مذاهب اسلامی
doi
چکیده
عدالت در اندیشهی دینی از جایگاه ویژهای برخوردار است. بهگونهای که بنیان عالم بر آن نهاده شده و رسولان الهی مأمور به تبلیغ و تحقق آن در گستره تمامی ابعاد زندگی بشر شدهاند. مأموریتی که با وجود گرایش متعالی فطری به عدالتخواهی و تکلیف عمومی مسلمانان به آن، به صورتی خاص برعهدهی حکومت اسلامی نهاده شده است. حکومت-های اسلامی و سیر تطوّر اندیشه سیاسی آنان حاکی از آن است که در مقاطعی از تاریخ، حکومتهایی ناخوانده و گاه خودخوانده همچون داعش، با مبانی نادرست و کجروی در برداشتهای اصولی در مهندسی راهبردها و راهکارهای تحقّق عدالت، نه تنها چهرهای صحیح از عدالتگستری اسلامی در میان جوامع بشری ترسیم ننموده، بلکه عدالت اسلامی را به افراطیگری و خشونتطلبی ضد انسانی مبدل کردهاند. تکفیرىها معتقدند استفاده از خشونت و ترور براى تحقق عدالت و برکنارى رهبرانى که به گفته آنها براساس اسلام حقیقى حکومت نمىکنند، یک وظیفه اسلامى است. ایدهای که فراورده گفتمانى سه عنصر «حاکمیت خدا»، «جاهلیت جهان و جهانى بودن اسلام» و «جهاد» است. نوشتار حاضر بر آن است که با روشِ توصیفی ـ تحلیلی، مبانی سیاسیِ اندیشهی تکفیری داعش را به عنوان مهمترین موانع تحقق و توسعه عدالت اسلامیِ مورد ادعای آنان، تبیین نموده و به نقد آن بپردازد.