مقایسه رویکردهای استانداردمحور و تقاضامحور در توزیع عادلانه خدمات شهری (نمونه موردی: محله راه آهن شهر قزوین)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه شهرسازی ، دانشگاه بینالمللی امام خمینی
2 دانشیار گروه شهرسازی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی
3 استادیار گروه شهرسازی ، دانشگاه بینالمللی امام خمینی
4 دانشیار گروه شهرسازی ، دانشگاه بینالمللی امام خمینی
doi
10.22080/usfs.2020.15870.1735چکیده
برنامهریزی کاربری زمین شهری در تمام عمرِ خود بهدنبال یافتن راهکارهایی جهت هرچه بهتر محقق کردنِ امرِ توزیعِ خدمات شهری بوده است. و برای تحقق این امر از رویکرد استانداردمحور که کاملا براساس نیازهای یکسان و از قبل پیشبینی شده در قالب استانداردهای شهری استفاده نموده است. این درحالی است که تقاضای واقعی و مشارکت ساکنین در امر برنامهریزی نادیده گرفته شده است. از همینرو در این تحقیق به مقایسه و تحلیل دو رویکرد استانداردمحور و تقاضامحور برای ارتقا سطح مشارکت ساکنین در امر برنامهریزی و تحقق نیازهای واقعی ساکنین پرداخته شده است. این تحقیق از نوع کاربردی با روش توصیفی_تحلیلی میباشد که با مقایسه دو اصلِ استانداردمحور و اصلِ تقاضامحور انجام میشود. دو معیار سرانههای شهری و استاندارد شعاع دسترسی برای اصلِ استانداردمحور (برطبق روال معمول برنامهریزی شهری کشور)، و نظرسنجی ساکنین توسط پرسشنامه و تحلیل در SPSS و عینیسازی نتایج آن در محیط GISبا روش IDWبرای اصلِ تقاضامحور انتخاب شده است. نتایج حاصل از مقایسه این دو اصل با یکدیگر نشان-دهنده این است که تفاوت جدی در نوع نگاه و نتایج برنامهریزی براساس استانداردهای شهری و برنامهریزی براساس نظراتِ مردم وجود دارد و برای کاربریهای مذهبی، تجاری و آموزشی شناسایی میزان نیاز از طریق یک اصل کافی نبوده و برای تحقق این امر باید از نظرات ساکنین نیز استفاده کرد. البته نوع این کاربریها خاص نمونه موردی این تحقیق بوده و برای هر تحقیق می-تواند کاربریهای دیگری بهدست بیاید. ازهمینرو میبایست برای همه پروژههای شهری، از هر دواصل استفاده کرد.