جایگاه شبکه مسلمانان میانهرو در اعمال قدرت نرم آمریکا؛ با تأکید بر جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
چکیده
مقاله حاضر با اتخاذ رویکرد تحلیلی متکی بر تبیین ماهیت قدرت نرم از سوی نظریهپرداز اصلی آن، جوزف نای به چیستی، اجزا و اهداف آن پرداخته و از سوی دیگر با برداشتی تفسیری- تحلیلی از قرآن کریمجریان نفاق را به عنوان شبکهای پیشینی و مهیّا برای پیشبرد اهداف قدرت نرمِ دشمن علیه حکومت اسلامی معرفی مینماید. نتایج این بررسی دلالت بر آن دارد که قدرت سیاسی جریان نفاق، همپای قدرت حکومت دینی افزایش یافته و طبق الگوی قدرت نرم جوزف نای با ایجاد اختلال سیاسی در قدرتِ حکومت دینی بخشی از نظام سیاسی حکومت مخاطب را جذب دشمن کرده و زمینههای تغییر ماهیت نظام سیاسی دینی یا تغییر رفتار آن را فراهم میکند. سؤالی که در اینجا مطرح است این که جریان نفاق (مسلمانان میانهرو به تعبیر جوزف نای) در حکومت دینی چه نقشی را در اعمال قدرت نرم دشمن ایفا مینماید؟ فرضیه ما این است که آنچه در نظریه قدرت نرم جوزف نای تحت عنوان "شبکه مسلمانان میانهرو" آمده است که موجب اختلال سیاسی در قدرتِ حکومت دینی و حصول نرمِ نتایج در تغییر ماهیت یا رفتار آن میشود، منطبق بر ویژگیهای جریان نفاق در قرآن است که این جریان در جمهوری اسلامی ایران با نام "اسلام آمریکایی" شناخته میشود.