بررسی اثرات بازار اشتراک ظرفیت از طریق روش خود جیرهبندی بر هزینهی برق صنایع سیمان ایران
نویسندگان
1 استادیار بخش اقتصاد دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشیار گروه برق دانشگاه صنعتی اصفهان
3 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
4 استاد گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
سیاستگذاری انرژی در هزارهی سوم در سه محور خلاصه میشود.اول، حرکت بسمت استفاده از انرژیهای تجدید پذیر، پاک و سازگار با محیط زیست،محور دوم، تجدید ساختار در بخش انرژی و رقابتی کردن آن و سرانجام محور سوم، افزایش کارایی در مصرف انرژی میباشد. صنعت برق به عنوان یک زیر بخش رو به رشد بخش انرژی، بهویژه در چند دههی اخیر، حدود یک سوم اقتصاد و انرژی جهان را تشکیل میدهد. صنعت برق در کشور ما نیز از تحول در سیاستگذاری بینیاز نیست و باید در سیاستگذاری خویش حداقل به دو محور از سه محور مذکور التفات ویژه داشته باشد، این مطالعه نیز در راستای دو محور تجدید ساختار و افزایش کارایی در صنعت برق انجام گرفته است.اما تأکید اساسی این مطالعه بر مدیریت سمت تقاضا از طریق روشهای اقتصادی مدیریت بار میباشد. به این منظور، با استفاده از روش خود جیرهبندی امکان سنجی ایجاد بازار اشتراک ظرفیت بین کارخانهای مورد مطالعه قرار میگیرد. روش تحقیق این مطالعه از نوع توصیفی مبتنی بر روش علی و معلولی است، این مطالعه بهصورت مقطعی در سال 1385 انجام گرفته است.برای گرداوری اطلاعات پرسشنامهای تهیه و به کارخانههای سیمان ارسال شده است.بر اساس نتایج این تحقیق هرچه هزینهی فرصت از دست رفته کارخانههای سیمان بیشتر باشد تمایل به پرداخت آنها برای اشتراک ظرفیت بیشتر میشود.روش خود جیرهبندی از طریق بازار اشتراک ظرفیت میتواند ضمن کاهش هزینههای ظرفیت کارخانههای سیمان، با تأمین بخشی از بار مورد نیاز سایر مصرف کنندگان و یا حتی سایر کارخانههای سیمان از راه ظرفیت بلااستفاده،نوعی مدیریت بار را اعمال کند و سبب کاهش هزینههای سرمایهگذاری در ایجاد ظرفیت جدید در حالت پیک شود، این روش کارائی را افزایش میدهد که یکی از اهداف برنامههای مدیریت بار میباشد. وجود این بازار باعث از بین رفتن ناکارائی جبران بار بیش از اندازهی مدل وو میشود. طبقهبندی JEL : Q43, Q41, D61, L94