بررسی آثار فقهی مترتب بر بیاطلاعی مشتری نسبت به مفاد قراردادهای بانکی
نویسندگان
1 استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی
doi
چکیده
یکی از مشکلات بانکداری اسلامی، بیاطلاعی مشتریان بانک اعم از سپردهگذاران و دریافتکنندگان تسهیلات نسبت به مفاد قرارداد است که در کل چهار صورت برای آن قابل تصور است: صورت اول: مشتری نسبت به اصل قرارداد و اینکه در قالب کدام یک از عقود شرعی تنظیم شده، بیاطلاع است. صورت دوم: مشتری بهرغم اطلاع از اصل قرارداد، نسبت به ارکان آن بیاطلاع است؛ مثلاً در تسهیلات مرابحه نمیداند بانک چه کالایی را به وی فروخته است. صورت سوم: مشتری نسبت به شیوه اجرای قرارداد بیاطلاع است؛ مثلاً نمیداند بعد از دریافت تسهیلات مرابحه باید کالا را به وکالت از بانک بخرد و بعد آن را به عنوان استیفای دین قبض کند. صورت چهارم: مشتری نسبت به مواد مندرج در قرارداد که همان شروط ضمن عقد است، بیاطلاع است. نتایج تحقیق حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان میدهد چهار صورت مورد اشاره حکم یکسانی ندارند و حتی باید بین قرارداد سپرده و قرارداد تسهیلات تفکیک نمود. به صورت اجمالی میتوان گفت صورت اول و دوم از بیاطلاعی سبب بطلان قرارداد تسهیلات است. در صورت سوم، بیاطلاعی آسیبی به صحت قرارداد وارد نمیکند و بانک مالک سود میشود. صورت چهارم نیز اقسامی دارد که در برخی از اقسام امکان تصحیح قرارداد وجود دارد. البته با توجه به دشواری فهم شروط ضمن عقد برای اکثر مشتریان بانک، راهکار پیشنهادی آن است که متصدیان بانک مفاد اصلی قرارداد را به مشتریان تفهیم کنند و سایر مواد مندرج در قراردادها نیز به قانون تبدیل شود تا نیازی به گنجاندن آنها در متن قرارداد نباشد.