استفاده از برنامه‏ ریزی خطی بازه ‏ای تعاملی برای تخصیص بهینۀ آب و سطح کشت با توجه به محتوای آب مجازی و فاکتورهای اقتصادی‌ـ اجتماعی (مطالعۀ موردی: دشت درودزن‌ـ کربال)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری گرایش آب، دانشگاه هرمزگان

2 استادیار، گروه علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشگاه هرمزگان

3 استادیار، گروه مهندسی عمران و محیط زیست، دانشگاه شیراز

4 استاد دانشکدۀ محیط زیست، دانشگاه تهران

doi
10.22059/ije.2017.61498
چکیده

یکی از مسائل اساسی در برنامه‏ریزی کاربردی برای منابع آب، وجود فاکتورهای غیرقطعی است. یکی از رویکردها برای تصمیم‏گیری در چنین شرایطی، برنامه‏ریزی بازه‏ای است. هدف از این مطالعه توسعۀ نوعی مدل بهینه‏سازی تعاملی برای تخصیص آب و سطح کشت است. مدل توسعه‏یافته شامل چهار هدف در‌برگیرندۀ فاکتورهای اقتصادی‌ـ اجتماعی، محتوای آب مجازی محصولات و تأمین نیاز آبی محیط ‏زیست است. برای حل مدل، چهار سناریو (فرض) برای سطوح کشت در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد با افزایش آستانۀ رضایت محدودیت‏ها، مقدار آب تخصیص داده‌شده به هر یک از آب‏بران کاهش یافته است به‌طوری که از سطح رضایت 65/0 تا سطح رضایت کامل، مدل فقط کمترین حجم آب در نظر گرفته‌شده برای تأمین نیازهای محیط زیست (40 میلیون مترمکعب) را اختصاص می‏دهد. براساس سناریوهای حل در نظر گرفته‌شده، مدل بیشترین سطح کشت در بین محصولات شتوی را به گندم و بیشترین سطح کشت در بین محصولات صیفی را به ذرت اختصاص داده است. نتایج حل مدل در غیاب حد بالا برای سطوح زیر کشت نشان داد بیشترین اختلاف بین سطح کشت بهینه و بیشترین سطح کشت اتفاق‌افتاده، متعلق به برنج به‌ترتیب با 2777 و 6/5821 هکتار برای مناطق درودزن و کربال بوده است. از قوت‌های مدل توسعه داده‌شده در این پژوهش، خطی‌بودن و توانایی آن در مواجهه با پارامترهای غیرقطعی است. خروجی‏های این مدل اطلاعات لازم برای ارزیابی ریسک و قابل اتکایی گزینه‏های برنامه‏ریزی تخصیص آب را فراهم می‏کند.