پراکنده رویی شهر بابل و تغییرات ساختاری-کارکردی روستاهای پیرامون-مطالعه موردی: روستای «سیاه کلا محله»
نویسندگان
1 گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دانشگاه خوارزمی، تهران
doi
10.22080/shahr.2019.15550.1697چکیده
بطور کلی، شهرهای بزرگ و متوسط ایران در ششدهه اخیر با رشد شتابان و گسترش پراکنده به تأثیر از فرایند نوسازی مواجه بودهاند. این روند، اغلب به دگردیسی و استحاله ساختاری و کارکردی روستاهای واقع در پیرامون این شهرها منتهی شده است. هدف این پژوهش، شناخت الگوی گسترش شهر بابل از سال 1335 تا 1395 و تأثیر آن بر تغییرات ساختاری و کارکردی روستاهای پیرامون آن، بهویژه روستای «سیاهکلامحله» است. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش به دو روش کتابخانهای و میدانی جمعآوری شده است. برای مطالعات میدانی از ابزار پرسشنامه و از سیستم اطلاعات جغرافیایی جهت تهیه نقشهها، تحلیل میزان، جهت (افقی و عمودی)، الگو (منفصل، خطی و خوشهای) و شکل گسترش (پراکنده و فشرده) شهر بابل استفاده شده است. برای محاسبه و تعیین میزان پراکندهرویی شهر بابل از مدل کمی هلدرن و تحلیل آنها در دورههای مختلف استفاده گردید. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که پراکندهرویی شهر بابل بر روی اراضی کشاورزی و با ادغام و الحاق روستاهای پیرامون آن اتفاق افتاده و تغییرات ساختاری و کارکردی گستردهای را در روستای سیاهکلامحله درپی داشته است. بهگونهای که، حدود 74 درصد رشد افقی این شهر در دوره زمانی 1335 تا 1395 بهواسطه رشد جمعیت و 26 درصد آن به تأثیر از پراکندهرویی اتفاق افتاده است. در اثر این روند، تعداد 16 آبادی و روستاهای پیرامون این شهر به محدوده قانونی آن طی سالهای ادغام و الحاق شدهاند. پراکندهرویی این شهر بهصورت متصل (شمال، جنوب و در امتداد محورها) و منفصل بهصورت تغییر کالبدی سکونتگاههای پیرامونی این شهر بهوقوع پیوسته است.