ریطوریقای علم اقتصاد در نگاه مکلاسکی: آنارشیسم روششناختی یا پلورالیسم روششناختی
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2
doi
چکیده
در این مقاله، ضمن معرفی یکی از بحثبرانگیزترین رهیافتهای دگراندیشانه در حوزة روششناسی علم اقتصاد، به بررسی جایگاه شناختی و نظری آن در مقام یکی از شالودههای بحثبرانگیز تحلیل روششناختی مدرن میپردازیم. ریطوریقای علم اقتصاد، بهعنوان روششناسیای توصیفی، به تحلیل این نکته میپردازد که بازیگران عرصة علم اقتصاد با بهرهگیری از چهروشها، ابزار و دلالتهایی، سخن خود را عرضه میدارند، از یکدیگر انتقاد یا یکدیگر را قانع میکنند. دیدگاه رادیکال مکلاسکی، درمقام مهمترین معرف تحلیل ریطوریقایی در روششناسی علم اقتصاد، تا بهحال چالشها، نقدها، ردیهها و مدحیههای بسیاری را از سوی اقتصادانان و بهطور خاص متخصصان روششناسی علم اقتصاد، به همراه داشته است. این جستار، در پی تقریر اجمالی موضع مکلاسکی، درمقام پیشاهنگ این رویکرد در علم اقتصاد، بهدنبال تعریف جایگاه معرفتشناختی نگرش وی در متن ملاحظات نوین فلسفة علم، آن را بهمنزلة دیدگاهی پلورالیستی و سازنده (و نه آنارشیستی و برهمزننده) در روششناسی علم اقتصاد باز تعریف میکند و ضرورت توجه به چنین دیدگاهی را در پرتو ایدههای روششناسی مدرن، به بحث میگذارد. طبقهبندی JEL: B41, B59