کاربرد مدل RUSLE در تعیین توزیع مکانی خطر هدررفت خاک
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مهندسی آبخیزداری، دانشکدۀ منابع طبیعی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
2 استادیار، گروه مهندسی آبخیزداری، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
3 دانشجوی دکتری، گروه علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس
4 کارشناس ارشد آبخیزداری، گروه مهندسی آبخیزداری، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی
5 استادیار، گروه مهندسی مرتع و آبخیزداری، دانشکدۀ منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان
doi
10.22059/ije.2016.60368چکیده
مدلسازی میتواند نوعی رویکرد کمی و سازگاری در برآورد فرسایش خاک و تولید رسوب تحت دامنۀ وسیعی از شرایط را فراهم کند. در این مطالعه بهمنظور شناسایی توزیع مکانی خطر فرسایش خاک و تولید رسوب در حوضۀ آبخیز تالار روش یکپارچهسازی معادلۀ جهانی هدررفت خاک اصلاحشده، سامانۀ اطلاعات جغرافیایی و فن سنجش از دور بهکار گرفته شد. عوامل فرسایندگی باران، فرسایشپذیری خاک، طول و درجۀ شیب و پوشش گیاهی بهمنظور تهیۀ نقشۀ نهایی بهدستآمده از RUSLE محاسبه شدند. مقدار هدررفت خاک برای کل حوضه از 0 تا 01/92 تن در هکتار در سال محاسبه شد و طبقهبندی مناطق فرسایشی نشان داد طبقۀ فرسایشی کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد بهترتیب 12/33، 62/27، 13/21 و 13/18 درصد از کل حوضۀ آبخیز را پوشش میدهند. نتایج رگرسیون خطی نیز در این پژوهش نشان داد در بین عوامل مدل RUSLE عامل طول و درجۀ شیب با مقدار 93/0 بیشترین همبستگی را با نقشۀ هدررفت خاک دارند. همچنین زیرحوضۀ 3SW با 58/5 تن در هکتار در سال و زیرحوضۀ 4SW با 59/19درصد تولید رسوب بهترتیب بیشترین خطر فرسایش و کمترین تولید رسوب را بین زیرحوضهها داشتند. با توجه به اینکه مقادیر بیشترین و میانگین هدررفت خاک ویژه در حوضۀ بررسیشده عدد بسیار زیادی بهدست آمدهاند و از طرف دیگر همبستگی بین عامل LS و هدررفت خاک بسیار قوی است، بنابراین میتوان نتیجه گرفت که خطا در اندازهگیری عامل LS رخ داده است.