تأملی دربارۀ چرایی شکنندگی زیست مشروطۀ دوم در جامعۀ ایران (1327-1329)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد جامعهشناسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jisr.2019.247829.603چکیده
مشروطۀ دوم پس از یک سال مقاومت و مبارزۀ مسلحانۀ مجاهدان به رهبری علما، بار دیگر در جامعۀ ایران استقرار یافت. با وجود این، مشروطۀ دوم نیز مانند تجربۀ مشروطۀ اول، زیست ناپایدار، شکننده و بیثباتی داشت؛ بهطوریکه حیات آن کمتر از دو سال بود و سرانجام با اولتیماتوم روس در سال 1329 از میان برداشته شد. تحلیل علت شکنندگی زیست مشروطۀ دوم از خلال بررسی نقش علما با تکیه بر رویکرد نظری توکویل، هستۀ اصلی نوشتار حاضر را تشکیل میدهد. بدینمنظور، سیر کنشگری سیاسی علما بهعنوان یکی از نیروهای سیاسی مؤثر در فرازونشیب مشروطه در دو مرحله مطالعه میشود: نخست کنشگری احیاگرایانه و دوم کنشگری تثبیتگرایانه. در این پژوهش، تأکید بر آن است که مرکزیتیافتن دگرگونی سیاسی، بدون اینکه پروژۀ تغییر اجتماعی-فرهنگی متناسب با تحولات ساختاری درنظر گرفته شود، یکی از عوامل مؤثری است که میتوان حیات کوتاهمدت مشروطۀ دوم را در آن ریشهیابی کرد.