اثربخشی آموزش فراشناخت مبتنی بر رویکرد موریتز بر سطح قند خون ناشتا و دشواری تنظیم هیجان مبتلایان به دیابت نوع دو
نویسندگان
1 استادیار، گروه داخلی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران
2 دکتری، گروه روانشناسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
3 استادیار، گروه روانشناسی، واحد کرج ،دانشگاه آزاد اسلامی،کرج، ایران
4 استادیار گروه روانشناسی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
doi
10.30476/smsj.2022.86779.1134چکیده
مقدمه: دیابت بیماری مزمن و شایع غده درون ریز است که مبتلایان را در ﻣﻌﺮض ﺗﺮس از ﮐﺎﻫﺶ ﻗﻨﺪﺧﻮن و مشکلاتی در تنظیمهیجان قرار میدهد؛ لذا با توجه به اثرات منفی این دوعامل در روند کنترل و درمان دیابت، ارائه مداخلات روانشناختی احساس میشود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فراشناخت مبتنی بر رویکرد موریتز بر سطح قند خون ناشتا و دشواری تنظیمهیجان مبتلایان به دیابت نوع دو انجام شد.روشها: روش پژوهش از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از زنان مبتلا به دیابت نوع 2 به صورت دردسترس 50 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (25 نفر) و کنترل (25 نفر) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (2004، DERS) و آزمایش خون بود. پس از اجرای پیشآزمون، گروه آزمایش جلسات آموزش فراشناخت مبتنی بر رویکرد موریتز به مدت 8 جلسهی 90 دقیقهای هفتگی را دریافت نمودند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. دادهها از طریق تحلیل واریانس با اندازههای مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل گردید.یافتهها: با تعدیل نمرات پیش آزمون، بین گروه آزمایش و کنترل در متغیر قندخون ناشتا، و راهبردهای تنظیمهیجان شامل عدم پذیرش پاسخهای هیجانی، دشواری در انجام رفتار هدفمند، دشواری در کنترلتکانه، دسترسی محدود به راهبردهای تنظیمهیجانی، عدم وضوح هیجانی در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<). نتیجه گیری: میتوان از آموزش فراشناخت مبتنی بر رویکرد موریتز در جهت کاهش سطح قندخون ناشتا و دشواری تنظیمهیجان مبتلایان به دیابت استفاده نمود.