ساخت تأکیدی ـ بلاغیِ مفهوم «شمول» در زبان فارسی

نویسندگان

1 دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
10.22067/jls.v51i4.79091
چکیده

در زبان فارسی برای این­که گوینده ساختِ نحویِ کلام را مطابق موقعیتِ کاربردی و اقتضای حال مخاطب درآورد، افزون بر استفاده از فرایندِ جابه­جاییِ اجزا، فرایندِ تغییر ساخت و صورت نیز کاربردی اساسی دارد. یکی از مواردی که با بهره­گیری از این فرایندِ تغییر ساخت و صورت، بیان ساده و اولیۀ کلام به ساختِ مؤکّد تبدیل می­شود، مفهوم شمول است. حالتِ عادی و بیان سادۀ این مفهوم با نشانه­ هایی مانندِ «هر» و «همه» همراه است یا این­که می­تواند همراه باشد. این صورتِ ساده در موقعیت­ هایی که به تأکیدِ بر موضوع و رفعِ شکّ و تردید از مخاطب نیاز باشد، با سازوکارهای نحوی تغییراتی در ساختِ اولیه و سادۀ جمله ایجاد می­شود که حاصلِ آن، ساخت نحویِ دیگری خواهد بود که مفهومِ مورد نظر را با تأکید بیان می­کند. در این مقاله، به روش تحلیلی، با ذکر نمونه­هایی از آثار ادبی ماهیّت و وضعیتِ ساختِ مؤکّد از بیان شمول بررسی و چگونگیِ تبدیلِ این مفهوم از ساختِ ساده به ساختِ مؤکّد نیز تشریح می­شود. حاصل کار نشان می­دهد که در زبان فارسی برای بیان مؤکّد و مبالغه ‌آمیز مفهوم شمول، از ظرفیت تغییر ساخت نحوی استفاده می‌شود و این ظرفیت تغییر ساخت نسبت به استفاده از قیدهای تأکیدی کاربردی‌تر است؛ همچنین مشخص شد که چگونگیِ تغییر در ساخت نحویِ شمول برای تبدیل بیانِ ساده و ابتداییِ موضوع به حالتِ مؤکّد در انواع جملات یکسان است و غیر از تفاوت­هایی جزئی، بیان شمول در جملات ساده و مرکّب و در دو حالتِ سلبی و ایجابی از یک قاعدۀ کلّی پیروی می­کند.