تعیین الگوی پراکنش عناصر شاخص منطقه رویشی ایران تورانی در خراسان جنوبی و رضوی

نویسندگان

1 استادیار پژوهشی، ، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان خراسان رضوی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مشهد، ایران

2 دانش‎آموخته دکتری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل.

3 استادیار دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشگاه بیرجند، ایران

doi
10.22092/ijrdr.2026.135491
چکیده

چکیده سابقه و هدف  الگوی پراکنش مکانی گیاهان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جوامع گیاهی است که مفهوم آن مربوط به شرایط قرار گرفتن یک گونه و توزیع آن در یک جامعه گیاهی می‌باشد. آگاهی از الگوی پراکنش مکانی گیاهان در هر منطقه، از مقدمات و ضروریات اندازه‌گیری و بررسی پوشش گیاهی است که در تعیین روش‌های مدیریتی مانند اصلاح و توسعه مراتع از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. این تحقیق به‌منظور تحلیل و بررسی شاخص‌های فاصله‌ای، توزیع احتمالاتی و رگرسیونی در جهت تعیین الگوی پراکنش مکانی 17 گونه مرتعی از گونه‌های غالب منطقة خراسان جنوبی و رضوی انجام گردید. مواد و روش‎ها  رویشگاه 17 گونه گیاهی در چهار زیرمنطقه نیمه بیابانی، استپی، نیمه‎استپی و جنگل‎های خشک واقع در ناحیه رویشی ایران-تورانی در استان‎های خراسان جنوبی و رضوی شناسایی شد. در هر رویشگاه تعداد 40 پلات 1×1 متر برای علفی‎ها، 2×2 متر برای بوته‌ای‌ها، 4×4 متر برای درختچه‌ای‌ها و 10×10 متر برای درختان در امتداد 2 ترانسکت (جمعاً 80 پلات در هر رویشگاه) مستقر شد. تراکم (تعداد پایه در سطح) و وفور گونه‌ای (تعداد پایه در گستره ای با ابعاد مشخص) گونه‌های شاخص هر رویشگاه به روش شمارشی محاسبه شد. با محاسبه شاخص‎های کوادراتی شامل شاخص‎های چالیر، لکسیس، گرین، موریستای استاندارد، شاخص موریستا، شاخص پراکنش، شاخص اندازه خوشه، شاخص لکه‎ای، شاخص میانگین ازدحام، شاخص فراوانی خوشه و شاخص‌های توزیع احتمالاتی شامل پواسون، دو جمله‌ای مثبت و منفی و شاخص‌های رگرسیونی تیلور و آیوا الگوی پراکنش گونه ها تعیین گردید. یافته‎ها  براساس نتایج نتیجه شاخص موریستا، شاخص فراوانی خوشه و شاخص موریستای استاندارد و شاخص لکسیس به یکدیگر نزدیک هستند. گونه‌های Stipagrostis، Bromus tomentellus ، Acantholimon scirpinum ، Stipa barbata، Festuca ovina، Rhamnus pallasii و Cornulaca monacantha براساس تمام شاخص‌های کوادراتی پراکنش کپه‌ای دارند. گونه‌های Berberis vulgaris، Onobrychis cornuta و Acantholimon scirpinum براساس شاخص گرین و گونه Stachys inflata براساس شاخص‌های لکه‎ای و گرین الگوی پراکنش تصادفی دارد. براساس توزیع‎های احتمال مطالعه شده بر روی داده‎های تراکم گونه‎های Festuca ovina، Cornulaca monacantha، Tamarix ramosissima  ، Astragalus gossypinus و Juniperus polycarpos  گونه‌هایی بودند که از توزیع پواسون که نشان‎دهنده الگوی تصادفی است تبعیت می‌کنند. Stipa barbata، Festuca ovina و Astragalus squarrosus تنها گونه‌هایی بودند که فقط از توزیع دو جمله‌ای مثبت که حاکی از الگوی یکنواخت است تبعیت می‌کنند. براساس روش های رگرسیونی الگوی کلی پراکنش گیاهان مورد مطالعه کپه‌ای تعین شد. از بین گونه‌های مورد مطالعه، Astragalus squaresus کم‌ترین مقدار همه شاخص‌های مورد مطالعه )به‎جز شاخص فروانی خوشه و چالیر) را دارا است. Stipa inflate براساس همه شاخص ها توزیع کپه‌ای داشت. Caligonium polygonoide براساس تمام شاخص‎ها جز Z و Charlier’s Index (به ترتیب تصادفی و یکنواخت) پراکنش کپه‌ای دارد. نتیجه شاخص موریستا، شاخص فراوانی خوشه ( (ICFو شاخص موریستای استاندارد و شاخص لکسیس (IL) به یکدیگر نزدیک هستند. نتیجه‌گیری در پژوهش حاضر، از میان روش‎های تعیین الگوی پراکنش گیاهان، از سه روش کوادراتی، رگرسیونی و توزیع‎های احتمال استفاده شد. روش‎های کوادراتی 65 درصد پراکنش گونه‎ها کپه‌ای، 32 درصد یکنواخت و 3 درصد تصادفی پیش‎بینی کردند. از آنجایی که شاخص موریسیتا و موریسیتای استاندارد، تحت تاثیر اندازه جمعیت (N) قرار نمی‌گیرند، بنابراین شاخص‌های مناسب‌تری برای تعیین الگوی پراکنش هستند.