شناسایی موثرترین عوامل اقلیمی در تعیین مدل پیش بینی تولید کل مراتع سبلان
نویسندگان
1 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات مرتع، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
2 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات مرتع، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
3 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات مرتع، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
4 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات مرتع، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
doi
10.22092/ijrdr.2026.135494چکیده
چکیده مبسوطسابقه و هدف: تلاش برای مدیریت پایدار مراتع نیازمند ارزیابی و پایش در مقیاسهای زمانی و مکانی متفاوت است. شناسایی مهمترین تاثیرات اقلیمی و نحوه اثر آنها بر عوامل پوشش گیاهی، در زمینه مدیریت بهینه مراتع، امری ضروریست. قله سبلان سومین قله بلند کشور بوده و مراتع سبلان به عنوان قطب دامداری استان اردبیل شناخته می شود. با توجه به اهمیت مراتع سبلان در اقتصاد و معیشت ساکنان منطقه، حفظ آب و خاک و دیگر خدمات مهم، تنظیم یک برنامه مدیریت مناسب جهت بهره برداری دراز مدت از آن و تعیین مدلی برای پیش بینی درصد تاج پوشش و میزان تولید آن، ضروری می باشد.مواد و روشها: برای بررسی شرایط فعلی مراتع سبلان و تعیین مدل، به اطلاعات پایه و سالانه از اطلاعات اقلیمی مانند بارندگی و دما و عوامل گیاهی مانند درصد تاج پوشش، تولید و وضعیت مرتع نیاز است. دستیابی به مدلی که بتواند بدون مراجعه حضوری، درصد تاج پوشش و تولید را با صحت و دقت قابل قبولی برآورد کند؛ از الویت های مدیریت مراتع منطقه می باشد. بر این اساس جهت شناسایی موثرترین عوامل اقلیمی و تعیین مدل مربوطه، به مدت 5 سال (1396-1400) سایت شابیل سبلان در استان اردبیل مورد ارزیابی و پایش قرار گرفت. عوامل گیاهی شامل درصد تاجی پوشش کل و میزان تولید و عوامل عملکردی یا مدیریتی شامل وضعیت و گرایش مرتع، طی دوره 5 ساله، مورد ارزیابی قرار گرفتند. ارزیابیها در یک سایت 50 هکتاری با نام شابیل در دامنه کوههای سبلان در بخش لاهرود شهرستان مشکین شهر با تیپ گیاهی Festuca ovina-Bromus tomentellus-Onobrychis cornuta انجام شد. این سایت به لحاظ صفات گیاهی و عملکردی یک منطقه معرف برای مراتع شمال سبلان می باشد. منطقه معرف دو هکتاری به ارتفاع 2805 متر درون سایت، برای اجرای طرح و ارزیابی در نظر گرفته شد. میانگین بارندگی دراز مدت 30 ساله منتهی به سال مطالعه آن 460 میلی متر می باشد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها ازآزمون General Linear Model در نرم افزار Minitab16 استفاده شد. برای بررسی و تعیین همبستگی دادههای محیطی و پوشش گیاهی و نیز برای شناخت موثرترین عاملها و پیش بینی مدل از آزمون همبستگی پیرسون (Pearson Correlation) و رگرسیون گام به گام (Stepwise regression) استفاده شد. نتایج: نتایج تجزیه واریانس درصد تاج پوشش و تولید سالانه (Yield) طی سالهای مورد بررسی در سطح 1 درصد معنی دار بوده و نشان از اختلاف معنی دار بین سالهای مختلف ارزیابی می باشد. نتایج آزمون مقایسه میانگین دانکن در مقادیر پوشش و تولید نشان داد که بیشترین میزان پوشش و تولید در سال 1399 (یک سال بعد از بیشترین میزان بارندگی) و کمترین مقدار آنها در سال 1400 (خشکترین سال مطالعه) به دست آمد. نتایج ارزیابی وضعیت مرتع نیز نشان داد که بیشترین میزان کمیت وضعیت مرتع در سال 1399 و کمترین میزان آن در سال 1400 به دست آمد. در بررسی همبستگی بین شاخص های مورد مطالعه، درصد پوشش گیاهی با بارش پاییزه و زمستان در سطح 5 درصد همبستگی معنی دار مثبتی نشان داد اما تولید با هیچ یک از متغیرهای اقلیمی همبستگی نداشت. نتایج حاصل از انجام رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که از بین شاخص های مورد بررسی، بارش پاییزه و زمستانه موثرترین فاکتور در پیش بینی درصد پوشش گیاهی و بارندگی کل و بارش پاییزه و زمستانه نیز موثرترین فاکتورها در پیش بینی تولید در سطح احتمال 5 درصد در منطقه بودند.نتیجه گیری: سه شاخص مهم درصد تاج پوشش، تولید و وضعیت در نشان دادن تفاوت سالهای مختلف، خوب عمل کرده اند اما شاخص پوشش گیاهی از بیشترین همبستگی برخوردار بوده و با توجه به سهولت ارزیابی پوشش گیاهی نسبت به ارزیابی تولید، لذا ارزیابی سالانه درصد تاج پوشش به عنوان مهمترین فاکتور می تواند در تعیین مدل پیش بینی کمک شایانی نماید. با استمرار داده برداری می توان مدلهای قویتر و با صحت و دقت بیشتری برای برآورد درصد تاج پوشش و میزان تولید به دست