ارزیابی مرتعکاری گونه قرهداغ (Nitraria schoberi ) برای مقابله با بیابانزدایی در حاشیه غربی دریاچه ارومیه با استفاده از شاخص چندکارکردی اکوسیستم
نویسندگان
1 دانشیار گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 دانشیار پژوهشی، بخش تحقیقات مرتع، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران،
doi
10.22092/ijrdr.2025.134830چکیده
سابقه و هدفشاخصهای مختلفی برای بررسی اثربخشی پروژههای مقابله با بیابانزایی استفاده میشود. یکی از شاخصهای همهجانبه و جدید، «شاخص چندکارکردی اکوسیستم» است. چندکارکردی اکوسیستم بر این واقعیت تأکید دارد که اکوسیستمها عملکردهای متعددی را بهطور همزمان ارائه میدهند و مطالعه همهجانبه آنها نسبت به مطالعه منفرد آنها مزیت بالایی دارد. این شاخص نشاندهنده توانایی کلی هر سایت اکولوژیک برای حفظ سطوح بالایی از فرایندهای اکوسیستمی متعدد بهطور همزمان است. بهطوریکه هرچه مقدار عددی این شاخص بیشتر باشد، تداعیکننده آن است که عملیات مبارزه با بیابانزایی با کاشت گونههای مختلف گیاهی، نقش افزایشی بر عملکرد اکوسیستم داشته است. این پژوهش، شاخص مذکور را با هدف بررسی اثربخشی پروژههای مقابله با بیابانزایی در نواحی مختلف اکولوژیک حاشیه غربی دریاچه ارومیه در امتداد گرادیان شوری خاک، ارائه نمود.مواد و روشهاابتدا، 12 سایت در سه ناحیه اکولوژیک در امتداد گرادیان شوری به طول 1500 متر در نظر گرفته شد. آنگاه در هر سایت بر روی یک ترانسکت 150 متری، 15 پلات دو مترمربعی مشبک با فاصله 10 متر مستقر گردید و پوششتاجی و بیوماس هوایی گیاهان زیرآشکوب، در آنها اندازهگیری شد. همچنین در امتداد هر ترانسکت، 15 پایه گونه قرهداغ (Nitraria schoberi) که از سال 1392 برای عملیات مقابله با بیابانزدایی، در شبکههای 10 مترمربعی کاشته شده بودند، انتخاب و صفات گیاهی آنها بهعنوان ویژگیهای اکوسیستم اندازهگیری گردید. نمونههای خاک نیز در امتداد هر ترانسکت، از نقاط ابتدایی، وسط و انتهای هریک از ترانسکتها، از عمق 20 سانتیمتری، بهمنظور بررسی ارتباط پراکنش پوشش گیاهی زیرآشکوب و صفات گیاهی پایههای قرهداغ با خصوصیات خاک، برداشت شد. در ادامه، برای بررسی ارتباط صفات گیاهی قرهداغ و شاخصهای پوشش گیاهی زیرآشکوب با ویژگیهای رویشگاه و توزیع سایتها در فضای پارامترهای خاک، از آنالیز افزونگی (RDA) استفاده شد. سپس، بهمنظور محاسبه شاخص چندکارکردی اکوسیستم، دادههای ویژگیهای اکولوژیک سایتها، از لحاظ تمامی متغیرها، نرمالسازی شدند و نمرات استانداردشده، برای محاسبه شاخص چندکارکردی، یکپارچهسازی و میانگینگیری شد. بعد از محاسبه شاخص چند کارکردی برای هریک از سایتها، همبستگی آن با ویژگیهای خاک آزمون شد و ویژگیهای اثرگذار بر مقدار شاخص چندکارکردی، معرفی گردید. مقدار شاخص مذکور در نواحی مختلف اکولوژیک نیز مورد مقایسه قرار گرفت و ناحیه اکولوژیک برتر از لحاظ شاخص چندکارکردی، معرفی شد.نتایجبر مبنای نتایج، مقادیر صفات گیاهی پایههای قرهداغ، در امتداد گرادیان شوری، از ناحیه اول (فاصله دورتر از کانون شوری) به ناحیه سوم (فاصله نزدیک به کانون شوری) افزایش پیدا میکند ولی درصد خشکیدگی پایهها و مقادیر مشخصههای پوشش گیاهی زیرآشکوب و طبقه وضعیت مرتع، در ناحیه اول نسبت به ناحیه سوم، بیشتر است. درنتیجه، اندازه شاخص چندکارکردی اکوسیستم که مبتنی بر اندازه صفات گیاهی است، از ناحیه اول به ناحیه سوم، بیشتر میشود. با نزدیک شدن به کانون شوری، مقادیر Sand، Mg و Ca افزایش مییابد و در مقابل، مقادیر Clay، N، OM و Silt افزایش مییابد. وزن مخصوص ظاهری (BD) و بیکربنات (HCO3-) نیز نقش معنیداری در تفکیک سایتها از همدیگر در امتداد گرادیان شوری نداشتند. در این رابطه، شاخص چندکارکردی اکوسیستم، بیشترین همبستگی مثبت را با درصد شن، سدیم، نسبت جذب سدیم و درصد سدیمتبادلی دارد. این ویژگیها، ارتباط مستقیم با نیازهای اکولوژیک گونه قرهداغ دارند. از اینرو، گونه قرهداغ در ناحیه سوم اکولوژیک که خاک حالت شنی و سبک دارد، رشد بهتری داشته است. شاخص مذکور، بیشترین همبستگی منفی را با درصد سیلت، کربنآلی و فسفر قابلجذب دارد. بنابراین، در ناحیه اول و دوم اکولوژیک که خاک حالت رسی و سنگین دارد، گونه قرهداغ رشد موفق نداشته و اندازه صفات گیاهی آن، کمتر است. در نتیجه مقدار شاخص چندکارکری نیز نسبت به ناحیه سوم اکولوژیک، کمتر میباشد.نتیجهگیریتوانایی سایتهای اکولوژیک برای حفظ سطوح بالایی از فرایندهای اکوسیستمی، در نتیجه عملیات مقابله با بیابانزایی، یکسان نیست. مقدار عددی شاخص چندکارکردی اکوسیستم، تداعیکننده آن است که عملیات مقابله با بیابانزایی توسط کاشت گونه قرهداغ در حاشیه غربی دریاچه ارومیه، در ناحیه سوم اکولوژیک (فاصله نزدیک به کانون شوری یا دریاچه که خاک حالت شنی و سبک دارد)، نقش بیشتری بر افزایش عملکرد اکوسیستم داشته است ولی این نقش در نواحی اول و دوم (فاصله دورتر از کانون شوری که خاک حالت رسی و سنگین دارد)، کمتر میباشد.